برای سالیان متمادی، شاید نزدیک به دو یا سه هزار سال، ایرانیان آئینی باستانی به نام " چهارشنبه سوری" را در آخرین سه شنبه شب پایانی سال خورشیدی خود برگزار کرده اند. در چند سال صد گذشته و با آمدن اسلام و گرویدن ایرانیان به این دین، سنتها هرگز به فراموشی سپرده نشدند. نوروز جشن فرارسیدن بهار، سیزده بدر و چهارشنبه سوری مراسمی بوده اند که هیچ دولت و قدرتی تاکنون نتوانسته است ایرانیان را از برگزاری آن باز دارد. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1978 و بقدرت رسیدن روحانیونی که بنا را بر اساس استقرار حکومت مذهبی گذشته بودند، تلاش گسترده ای توسط آیت الله خمینی و دیگر روحانیون تندرو انجام گرفت تا اعیاد و بزرگداشت های اسلامی جای خود را به جشن های ایران باستان بدهد. دلیل اصلی مخالفت آنها، توجه ویژه ای بود که شاه ایران به برپایی این مناسبتها و ایام نشان می داد و به این وسیله تلاش می کرد تا عظمت و تاریخ ایران پیش از اسلام را پیش روی دیگر کشورها قرار دهد. اما ایران اسلامی، به گفته حاکمان جدید، می بایست که گذشته خود را به فراموشی بسپارد...
تبلیغ نظام جمهوری اسلامی برای گرامیداشت جشنهای پیروزی انقلاب اسلامی ایران تحت عنوان " دهه فجر" نیز نتوانست جای نوروز را بگیرد. اما "چهارشنبه سوری" جزو مراسمی بود که خرید وسائل محترقه و چوب برای سوزندان و برگزار کردن جشن و شادی در این شب در دهه اول انقلاب به دشواری برگزار می شد. ماموران انتظامی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی در خیابانها و محله هایی که این جشن با سرور و پایکوبی برگزار می شد حاضر می شدند تا دختران و پسرانی را که با استفاده از شلوغی کوچه ها با یکدیگر اختلاط کرده و یا مشغول رقص و برهم زدن قوانین اسلامی بودند دستگیر کنند و کام مردم را در آستانه سال نو تلخ نمایند. یک هفته مانده به چهارشنبه سوری بازار دلالان مخفی و به اصطلاح "زیر زمینی" بسیار گرم می شد. سوداگران مواد محترقه که اغلب این مواد دست ساز و خانگی بود، زیر گوش عابرین پیاده نجوا می کردند: " فشفشه، ترقه، نارنجک، کوزه آتشفشان" و خریداران را به کوچه های فرعی برای فروش کالایشان هدایت می کردند. بعضا انفجارهایی بود که خانه ها را می لرزاند و بسیاری را سوخته و معیوب راهی بیمارستان ها می کرد اما مقاومت و اصرار مردم برای برگزاری این جشن ملی در سی و یکسال گذشته در نهایت حکومت را تسلیم خواست جمعی نمود تا با اجازه فروش لوازم آتش بازی مجاز و بی خطر تا اندازه ای از میزان مصدومیت ها و خسارت ناشی از آن بکاهد.
چهارشنبه سوری های پس از انقلاب نه تنها برگزاری جشن ملی بود، بلکه به نوعی مخالفت با نظام نیز محسوب می شد. نظامی که هر روز هفته مردم را به اجبار دعوت به عزاداری های مختلف و سوگواری می کرد. یکروز صبح تلویزیون صدا و سیما تولد یکی از امامان شیعه را تبریک می گفت و عصرآن روز با نصب پرچم سیاه درگذشت امام دیگری را تسلیت می گفت. سالگرد در گذشت یازده امام و منتصبین به آنها و اقارب و بازماندگانشان و همچنین شهدای حکومتی و مرگ آیت الله خمینی و پسر وی و ماه محرم که در ایران ماه عزاداری محسوب می شود؛ همه حکایت از حکومتی می کرد که با شادی و رنگ و زندگی مخالف بود و همه باید هر روز به دلائل مختلف نوحه سرایی گوش می کردند. بنابراین " چهارشنبه سوری" مظهر شادی و سرخی آتش نشانه زندگی و حیات در قلب مردم ایران جای خود را بیشتر از گذشته باز کرد. از آنجا که در نه ماه گذشته و پس از انتخابات پرهیایوی ریاست جمهوری که عده کثیری را بعنوان معترض به نتیجه انتخابات روانه خیابانها کرد، مناسبت ها در تقویم ایران نیز معنا و مفهوم جدیدی یافته است، حکومت باردیگر مشکوک به آن شده که نکند معترضین از فرصت چهارشنبه سوری استفاده کنند! اینک حکومت هشیار از بهره برداری مردم از رویدداها و مناسبتهای اجتماعی مختلف، اینک بعد از سی و یکسال از گذشت انقلاب اسلامی، تصمیم گرفته است که مذهبی تر و رادیکالتر شود و جلوی دهها میلیون جمعیت زیر سی سال بیاستد.
شاید وحشت از براه انداختن آتش بازهای بزرگ و به آتش کشیده شدن مراکز دولتی و یا امنیتی، آیت الله خامنه ای را که دیگر در چشم مردم هیچ اعتبار و منزلتی ندارد تقریب به دادن فتوایی غریب کرده است که حاصل آن تنها رویارویی مردم با نیروهای امنیتی خواهد بود. آیت الله خامنه ای روز یکشنبه در وب سایت خود در پاسخ به استفتایی درمورد چهارشنبه سوری و این مراسم نوشت:"علاوه بر آنکه هیچ مبناى شرعى ندارد، مستلزم ضرر و فساد زیادى است که مناسب است از آنها اجتناب شود" در بدیهی بودن غیر اسلامی و شرعی بودن این مرسم هرگز شکی وجود نداشته و همه حتی کودکان دبستانی نیز می دانند که چهارشنبه سوری آئینی ایرانی است و ریشه در مراسم اسلامی ندارد. بنابراین چه دلیلی برای صدور این فتوی وجود دارد؟
اگر آیت الله خامنه ای مشاوران بهتری داشت قطعا به وی می گفتند که تائید این مراسم و درخواست وی از مردم برای رعایت مقررات ایمنی و امنیتی شاید کام مردم ایران را شاد و تا اندازه ای از دلخوریهایی که از وی بر سر جانبداری از نتیجه انتخابات و تائید خشونت بر علیه مخالفان که موجب کشته شدن نزدیک به یکصد نفر گردید می کاست. اما با کمال تعجب آیت الله خامنه ای چنین نکرد و بیشتر از پیش خود را در نگاه جوانان مرتجع و ضد ایرانی نشان داد. شاید نگرانی مسئولان حکومتی و امنیتی برای استفاده از این مراسم توسط معترضین به نتیجه انتخابات بوده است که موجب شده آیت الله خامنه ای فتوایی بدهد که پیش از این در تاریخ جمهوری اسلامی نظیر نداشته و حتی آیت الله خمینی نیز از دادن آن اجتناب کرده بود. هفت سال پیش آیت الله خامنه ای در پاسخ به پرسشی درباره "چهارشنبه سوری" و " سیزده بدر" گفته بود که "هیچکدام مبنای عقلی ندارد" و معلوم نیست که امسال چرا نظر خود را "به مبنای شرعی ندارد" تغییر داده است. در حالی که معلوم نیست که در پی انتشار این فتوی در سه شنبه شب واکنش نیروهای انتظامی و امنیتی با مردم در خیابانها چگونه خواهد بود اما میرحسین موسوی از رهبران معترضین به وقایع پس از انتخابات پیش از این با ستایش از مراسم چهارشنبه سوری آن را " جشنواه نور علیه تاریکی" ( به معنای آئینی آن) توصیف کرده و از شهروندان ایرانی خواسته بود که در هیچ برنامه هنجارشکنانه و تخریبی که موجب آزار و اذیت مردم شود شرکت نکنند. موسوی هشدار داده بود که این احتمال وجود دارد که مخالفین جنبش سبز بخواهند با برنامه ای که قبلا هم مشابه آن را اجرا کرده اند، جنبش را بدنام کنند. نکته ای که با فتوای آیت الله خامنه ای نشان داده شد که وی و همفکران وی چقدر نگران سیاسی شدن " چهارشنبه سوری" هستند!