تاكيد موسوى بر استفاده از مناسبتها براى مطالبه آزادى و قانونمدارى
"اجازه دهيد ما جمع شويم و فقط قرآن بخوانيم"
مير حسين موسوى رهبر جنبش سبز ايران بر مطالبه ى آزادى به عنوان ركن اصلى انقلاب سال 1979 ايران تاكيد و پافشارى كرد و اقدامات حكومتيان در برابر اعتراضات مردمى به نتايج اعلام شده ى انتخابات اخير رياست جمهورى ايران را قانون شكنى و مخالفت با نص صريح قانون اساسى اين كشور دانست.
موسوى رقيب اصلى احمدى نژاد با اعتقاد به اينكه "منتخب مردم" براى كرسى رياست جمهورى خود اوست همچنان در جستجوى راه حلى براى برون رفت از بن بست موجود و بحران مشروعيت نظام در ايران مى باشد. وى به گزارش وبگاه قلم نيوز 27/7/2009، در ديدار با اعضای تشکلهای اسلامى معلمان و فرهنگيان ايران، مناسبتهاى دينى و ملى را "فرصتهايى برای نهضت سبز" خواند كه "بايد از آن خوب بهره گيرد" و گفت: اين مهمترين مساله است که شبکه عظيم اجتماعی و سبزی که در سراسر کشور ايجاد شده است، اگر هوشيار باشد که هست، بايد از تمام اين مناسبتها با استفاده از خلاقيت خود استفاده کند.
وى در مورد نحوه ى برخورد جناح حاكم با انتخابات گفت: آنها فکر نمیکردند که در مدت کوتاهی چنين موج عظيمی ايجاد شود برای همين غافلگير شدند و طرحهايشان ناشيانه اجرا شد و خلل و فرج بسيار زيادی داشت و آنها قدرت مردم را به درستی تخمين نزدند و عمق جريان را به درستی درک نکردند. دليل برانگيختگی و حضور مردم در خيابانها را درک نکردند در نتيجه کشور و خودشان را با مشکل مواجه کردند".
ميرحسين موسوى توضيح داد كه آنچه را كه در مبارزات انتخاباتى گفته است "چيزی نبوده جز درخواستهای معمولی ذکر شده در قانون اساسی که مغفول مانده و کنار گذاشته شده بود". وى افزود: ما بخشهای اندکی از قانون اساسی را اجرا کردهايم و قسمتی از آن را خواندهايم آن هم تنها بر اساس منافع گروهی و جناحی و آن بخشی که به نفع ما نبوده، کنار گذاشتهايم".
نخست وزير سالهاى نخست انقلاب و كانديداى خاطر نشان ساخت: ما گفتيم شعار مردم در ابتدای انقلاب اين بود "در بهار آزادی جای شهدا خالی؟"، حرف ما اين است که اين آزادی کجاست؟ مگر مردم به خاطر اين آزادی به صحنه نيامدند ... و شعار آزادی سر ندادند؟ مردم دنبال آزادی بودند، الان اين آزادی کجاست؟
دهمين دوره انتخابات رياست جمهورى ايران گفت: "متهم میکنند که شما ساختارشکن هستيد و از ساختارشکنی استفاده میکنيد، ما میخواهيم بگوييم ما دنبال ساختارهای واقعی برآمده از دل مردم و قانون اساسی هستيم. شما ساختارشکن هستيد. با بررسی جريانات يک نمونه از دستگيریها از ابتدا تا انتهای آن میتوانيد ببينيد چه کسانی ساختارشکن هستند. لزومی ندارد ما صدها جنايت و تيراندازی و لباس شخصی را ببينيم، فقط کافيست آقايان يک نمونه مثلا پرونده همين روح الامينی، اعرابی يا آقاسلطان را مورد بررسی قرار دهند، خواهند ديد که تا چه اندازه ساختارشکنی در مجموعه نظام صورت گرفته است و اين به آنچه ما از جمهوری اسلامی و نظام انتظار داشتيم، هيچ شباهتی ندارد".
وی سپس گفت: آيا ما نظامی را میخواستيم که افرادی شبانه بريزند و خانههای دانشجويان و مردم را ويران و ماشينهای آنها را تخريب کنند؟ و بعد همه ارگانهای موجود از وزارت اطلاعات تا بسيج بگويند اينها به ما ربطی ندارند؛ اينها از کجا آمدهاند آيا از کره مريخ آمدهاند؟ وقتی قتلی رخ میدهد، متهم هر کجا باشد آقايان آنقدر قوی هستند که ردش را بگيرند، آنوقت دهها و صدها نفری که اين جنايتها را مرتکب شدهاند را نمیتوانند شناسايی کنند؟ چه کسی اين را باور میکند؟ آيا اين به معنای متهم کردن کل نظام به دروغگويی نيست؟
موسوی در ادامه قتلها و دستگيریهای رخ داده را فاجعه خواند و گفت: ما چنين چيزی را حتی قبل از انقلاب هم شاهد نبوديم. به کسانی که چنين جناياتی را مرتکب میشوند يادآور میشوم که مردم، آنهايی را که قبل از انقلاب مرتکب جنايت شدند به ياد داشتند و آنها را به سزای عملشان رساندند؛ مردم از چنين جنايتهايی نخواهند گذشت.
موسوی در ادامه ضمن تخطئه "اعتراف گيرى از طريق فشار و شكنجه" چنين كارهايى را نامرتبط با تعاليم اسلام دانست. با اشاره به اظهارات آيتالله جنتی مبنی بر اينکه که اعترافات دارد گرفته میشود گفت: آيا يک روحانی و مجتهد که اصولی دارد میتواند اين حرف را بزند؟ اعتراف گرفتن داشتيم در اسلام؟
او بيان كرد كه جنبش سبز نه يك جنبش هرمى است و نه وابسته به چند گروه خارج از كشور. لذا شكست پذير نيست. موسوی با بيان اينکه هر چه افراد را بازداشت کردند اين حرکت گستردهتر شد، گفت: قدرت اين حرکت از گسترش آگاهیهاست و بايد آن را پاس بداريم و عميقتر کنيم.
وی با اشاره به اصل آزادی برگزاری اجتماعات به درخواست خودش و مهدی کروبی برای برگزاری مراسم يابود شهدای وقايع اخير در مصلی تهران اشاره کرد و گفت: با اين کار دولت را در معرض امتحان قرار داديم؛ ما نمیخواهيم کاری کنيم، سخنرانی هم نداريم، فقط میخواهيم از مصلايی که با هزينههای صدها ميليارد تومانی ساخته شده، يک استفادهای کنيم، همان ۱۳ ميليونی که شما میگوييد، اينها هم حقی دارند نسبت به اين مصلی و از پول آنها ساخته شده و از بودجه عمومی صرف شده است و متعلق به آنها هم هست، اجازه دهيد ما جمع شويم و فقط قرآن بخوانيم، قرآن بخوانيم .
موسوى در بخشى از سخنان خود ظاهراً با توجه به مواضع بخشى از اعضاى مجلس خبرگان رهبرى گفت : مگر اين وضعيت قابل تحمل است؟ چطور سران کشور ما فرياد نمیکشند و از اين فجايع گريه نمیکنند؟ نمیبينند؟ اينها را لمس نمیکنند؟ اينها همه کشور را سياه میکنند. اينها دل همه ما را سياه میکنند، اين وضع اگر ما سکوت کنيم همه ى ما را ويران میکند و همه ما را به جهنم میبرد.
وى سپس در مورد ادامه اعتراضات مردمى گفت: من نسبت به اين اعتراضها خوشحالم زيرا اين اعتراضها نشان دهنده سلامت ملت ماست مردم ما راضی به جنايت نيستند؛ راضی به اينکه افراد جانی پيدا شوند و به خانهها و ماشينهای مردم حمله کنند، نيستند؛ اين عدم رضايت نشان دهنده زنده بودن ملت ماست و کسانی که در مسووليت هستند بدانند که اگر ملتی طاقت مخالفت با جنايتها را دارند بايد در کنار اين ملت و مدافع آنها باشند.
موسوی در ادامه تاكيد كرد: کشور نمیتواند تبديل به يک زندان شود که ۷۰ ميليون نفر در آن زندانی شوند. وی با طرح اين سوال که آيا در حال حاضر قوه قضاييه مستقل داريم، بيان کرد: آيا قوه قضاييه میتواند پرونده همين روحالامينی را بررسی کند، الان میگويند مريض شده و مننژيت گرفته است، قوه قضاييه بررسی کند ببيند دندانهای وی به چه دليل شکسته است؟ آيا زمين خورده است يا کارهای ديگری صورت گرفته است. چنين قوه قضاييهای کشور ما را نجات میدهد و به نفع کشور و همه ماست که چنين کاری انجام دهد.
موسوی در ادامه توضيح داد که برای اين روحالامينی را مثال زد که همه چيز درباره او روشن است، محاسن هم داشته، مذهبی و بسيجی هم بوده است و بعد به اين سيل عظيم و موج سبز پيوسته و شاهدان همه میگويند که او، زنده دستگير شده است و بعد در زندان، جنازهاش را تحويل دادهاند.
وی در مورد ساير كشته ها و زندانيان گفت: ما همه مسلمانيم، حداقل جوانمردی اين است که اگر اينها را کشتهايد، آنها اذيت شدهاند و زجرکشيدهاند، لااقل جنازههای آنها را بدهيد و به خانوادههای آنها برسيد. آن دسته از افرادی که شناخته شده نيستد چه؟ آنهايی که شهرستانی هستند چه میشوند؟ اينها را برگردانيد به خانوادههايشان. چرا اينقدر مردم را آزار میدهيد؟ چرا مردم را عصبی میکنيد؟ چرا مردم را تحقير میکنيد؟ مردم حق دارند از قبر فرزندان خود خبر داشته باشند.