"جلبى" حكومت اسلامى را توهم، و استعمار را بهتر از استبداد دانست
اين "اخوانى" سابق مى گويد: بشر نبايد به نام خدا حكومت كند
يك نويسنده و متفكر سورى تبار در مصاحبه اى كه با برنامه ى "روشنگريها" ى تلويزيون "العربيه" داشته مى گويد: ملت سوريه ديوار ترس را فروريخته و رها شده است، هيچ كس هم نمى تواند جلوى اين تغييرات فراگير را بگيرد.
"خالص جلبى" نويسنده و پزشك كانادايى كه سالها پيش گذرنامه سورى خود را در اعتراض به رژيم دمشق باطل كرده است، ابراز عقيده كرد: حاكميت اسلام و برقرارى حكومت اسلامى، خرافه و توهمى بيش نيست، زيرا اين انسانها هستند كه با نام خدا بر مردمان حكومت مى كنند و خود را نمايندگان خدا و مالك الرقاب مردم مى دانند.
وى در اين برنامه كه معمولاً با متفكران مختلف به گفتگو مى نشيند و آنان را به چالش و پرسش مى كشاند، در پاسخ به مجرى كه از انگيزه ى مخالفتش با رژيم اسد پرسيد گفت: من به خاطر چهار بار حبسى كه در سوريه داشته ام قصد انتقام از آنها را ندارم. اما حبس پيشين خودم را مشتى نمونه خروار از زجرى مى بينم كه مردم ما را به تنگنا مى آورد.
زوال بختك ترس
اين متفكر سورى الاصل ضمن "تراژدى بزرگ" خواندن وضعيت مردم سوريه به "تركى الدخيل" مجرى برنامه روشنگريها (اضاءات) گفت: هنوز انقلاب مردم سوريه، يك انقلاب مسالمت آميز است. بشار اسد بايد تصميمى تاريخى بگيرد و مانع ادامه خونريزى در كشور شود. اين خودِ رژيم است كه اوضاع را به سوى درگيرى مسلحانه و گسترش خونريزى سوق مى دهد.
جلبى در اين برنامه كه زمان پخش نخستِ آن 2 ظهر پنجشنبه 17 نوامبر وتاريخ تكرارش 5 بعد از ظهر يكشنبه 20 نوامبر به وقت سعودى است، تاكيد كرد كه "سوريه تغيير كرده، بختك ترس از سينه ى آحاد ملت برخاسته و ديوار رعب فروريخته است".
خالص جلبى ناآرامى هاى سوريه را ادامه خيزش جهان عرب دانست. وى گفت: تغيير و تحول، جهان را فرا گرفته است. ملت سوريه نيز با مبارزات خويش از نو زاده مى شود، صيقل اخلاقى مى يابد و خود را از روابط زورمحورانه رها مى كند.
خود انتقادى و ترك اخوان المسلمين
اين انديشمند كانادايى سورى الاصل كه زمانى عضو "اخوان المسلمين" بوده است، در اين مصاحبه توضيح داد: "آن وابستگى حزبى كه در جوانى داشته ام مرحله اى بود كه گذشت. سالها است كه خردورزى و نقد انديشه را در پيش گرفته ام. وى با اشاره به كتابى كه با نام "خود انتقادى" در بررسى جنبش اخوان المسلمين منتشر ساخته است، گفت: اكنون عقل نقادانه اى دارم. اين امر طبيعتاً با مذاق "اخوانى" جور در نمى آيد. از اين رو آنها انتشار كتابم را به باد انتقاد گرفتند.
حكومت اسلامى و دخالت خارجى
جلبى به "العربيه" گفت: درست است من حق وتو در شوراى امنيت را نوعى شرك به خدا مى دانم. اما با افكار "القاعده" فاصله دارم و اصولاً حاكميت اسلامى را عملى و قابل تطبيق نمى دانم. زيرا اصولاً اين، آدمها هستند كه مى آيند و خود را نماينده خدا دانسته به نام او حكمرانى مى دانند و با اين خرافه و توهم جز ظلم، عقب ماندگى، فساد و استبداد چيزى تحويل مردم نمى دهند.
وى در باره ى احتمال روى كار آمدن "اسلامگرايان" در سوريه گفت: مردم بايد بر حذر باشند و فريب اين نيرنگ را نخورند. حكومت اسلامى را بجاى خداوند، افرادى از بشر مى چرخانند، لذا منافع خويش را با اين پوشش دنبال كرده ديكتاتورى را به شكلى ديگر مستقر مى سازند.
جلبى تاكيد كرد: حاكميت مردم و نظام مدنى (غير نظامى- غير مذهبى) را توصيه مى كنم. كودتاى خاندان اموى اساس ظلم را با نام خليفه گرى و حاكميت اسلامى بنياد نهاد و ما نبايد آزموده ها را بيازماييم.
او گفت: درست است كه مردم سوريه طى چهل سال جز يكه تازى و ظلم و استبداد چيزى از سياست و نظام اجتماعى نديده اند، ليكن اگر واقعاً قرار است بين ادامه خفقان و دخالت خارجيان يكى را انتخاب كنند، چاره اى جز ترجيح دومى بر اولى ندارند.
جلبى افزود: استبداد داخلى از استعمار خارجى وحشتناكتر و خطرناكتر مى باشد. با دخالت خارجيان و نيروهاى متجاوز بيگانه راحت تر مى توان جنگيد تا با رژيم هزار فاميل خون آشام و پر ابهام.