سيزده بدر امسال در شهر اصفهان شاهد رويدادى بود که دمل چرکينى را باز کرد. يک مقام امنيتى اين شهر در حمايت از "شهروندان" و يا "خانواده هاى عزيز"، پيش از فرارسيدن اين روز، که به روز طبيعت و شادى و هواخورى شناخته شده است، اعلام کرد که "در روز 13 فروردین از ورود افاغنه به پارک کوهستانی صفه جلوگیری خواهد شد".
اين رفتار در بسيارى از نقاط جهان هم اکنون قابل پيگيرى در مراجع قضايى است. اما سخن احمدرضا شفیعی مسئول کمیته انتظامی ستاد تسهیلات سفر اصفهان مبنى بر اينکه "به منظور رفاه شهروندان، نیروهای این کمیته با همکاری پلیس امنیت و اداره اماکن در روز 13 فروردین از ورود افاغنه به پارک کوهستانی صفه جلوگیری میکنند." شايد تنها در اينترنت با واکنش مواجه شد.
اين در حالى است که هم اکنون ايران به سمت "اينترنت ايرانى" مى رود و قرار است که به گفته ى رضا تقى پور وزير ارتباطات "از شهریور (سپتامبر) سال جاری شرکتهای ارائه دهنده ى سرویسهای اینترنت تنها میتوانند اینترنت ملی یا همان اینترانت کشوری را ارائه دهند."
اگر اين دو خبر را کنار هم بگذاريم نتيجه اين مى شود که ذهن باز و پذيرنده ى ديگران که تا حدودى در اينترنت قابل رؤيت است و امکان فعاليت دارد، بزودى از نظرها پنهان مى شود. گويى در جايى که سياست ورزى، زيرزمينى شده و نگرش به دين و آزاديهاى فردى و اجتماعى از دور بحث و اظهار نظر خارج گشته است، نگاه انسانى به حقوق و حيثيت انسانها نيز با حذف اينترنت جهانى، دچار مشکل جدى شود.
ايرانيانى که اکنون در نقاط مختلفى از جهان به دليل بعضى از سياستها و اظهارات مسئولان کشورشان، با گونه هايى از برخورد احتياط آميز و گاه دلهره آميز و يا حتى تحقير آميز مواجه مى شوند، به خوبى دريافته اند که نگاه حاد و لحن تلخ بسيارى از مردم اين کشور نسبت به افغانها و واهمه و انديشناکى اين مردم در برخوردشان با "برادران و خواهران مسلمان و غالباً همزبان" افغانستان، تا چه اندازه دور از انصاف بوده و هست.
ناگفته پيداست که منظور از همزبان، متکلم بودن به زبان فارسى يعنى زبان غالب و رسمى در ايران است، و گرنه ايران و افغانستان هر دو ترکيبى از قومیت های مختلف با زبانهاى گوناگون اند که در اينجا موضوع بحث نيست. اما به اختصار مى توان اشاره به کارگرانى از ساير قومیت های موجود در ايران کرد که سالهاى متمادى در تهران به فرصت هاى شغلى کارگران افغانى حسودى شان شده است!
به هر حال يک يا چند وب نويس ايرانى با بازکردن صفحه اى به نام "ما همه افغانيم"، تبعيض و توهين در نظر گرفته شده براى سيزده بدر در اصفهان را به باد انتقاد گرفته يا گرفته اند.
کسانى که مطبوعات ايران را طى دهه هاى اخير خوانده اند، مى دانند که نام افغانى تقريباً هميشه در صفحات حوادث و در کنار جرم و جنايت آمده است. اما به قول "حسين باقر زاده": در ایران حدود دو میلیون تن ازمردم افغانستان وجود دارند ... در ميان این جمعیت عظیم نیز طبیعتاً، همانند جامعه میزبان، افرادی دست به جنایت میزنند. انعکاس این جنایات، اما، در رسانههای ایران به گونهای است که در ذهنیت جامعه از هر افغانی یک جنایتکار بالقوه میسازد.
او به مطبوعات امريکايى در زمانى که هنوز فرهنگ تبعيض نژادى در آن ديار رايج بوده است اشاره مى کند و يادآور مى شود که در ذکر جنايت يک سفيد پوست، رنگ پوستش گفته نمى شد، حال آنکه اگر جنايتکار، سياهپوست مى بود، "سياهپوست جنايتکار" نقل محافل مطبوعاتى مى شد.
حال، آنان که با تبعيض در مى افتند، مى دانند که دوران "ورود فلان رنگ/ مليت/ مذهب/ جنسيت و امثال اينها، به فلان مکان، پيشه، مقام يا بحث، ممنوع!" گذشته و دوران برابرى فرا رسيده است. لذا بايد انديشمندى را بجاى انديشناکى گذاشت.