خانواده "الغزال"، در يک کشتار صورت گرفته در تفتناز واقع در حومه ادلب، 65 تن از افراد خود را يکباره از دست داد. يکى از بازماندگان اين خانواده مى گويد که اين حجم سنگين تهاجم به يک خانواده، تنها ناشى از يک کينه ديرينه بوده است.
در افشاگرى اعضاى اين خانواده نزد تلويزيون "العربيه" روشن شد که بر خلاف سنت جارى در اغلب رژيم هاى ديکتاتورى که انتساب به حزب حاکم و جانبدارى از دار و دسته صاحب قدرت بر همگان تحميل مى شود و به امرى واجب تبديل مى گردد، اکثر فرزندان خانواده "الغزال" از پيوستن به حزب بعث خوددارى کرده اند و اين امر باعث کينه ورزى رژيم عليه آنها و انتقامجويى از آنان شد.بسيارى از اعضاى اين خانواده بزرگ از سالها قبل مجبور به مهاجرت از کشور سوريه شده اند.
بعضى از آنان به اردن و کشورهاى شوراى همکارى مهاجرت کرده اند و بعضى ديگر نيز راهى غرب شده اند. با اين حال، دست انتقام پس از تقريبا سه دهه 65 تن را يکجا از اين خانواده گرفت. اين، علاوه بر بازداشت يا زخمى شدگان حوادث اخير از اين خانواده است.
"آلاء الغزال" که اکنون فعالى رسانه اى است، در اين باره گفت: در تاريخ 3 آوريل 2012 تانکهاى ارتش دولت سوريه و اتوبوسهاى حامل لباس شخصى ها (معروف به شبيحه) وارد روستاى تفتناز ادلب شدند. پيش از آن هم، بمباران هوايى عليه اين روستا داشتيم. تعداد زيادى از اهالى کشته شدند که تنها از خانواده ما 65 نفر جان باختند.
اين خانم خبرنگار اظهارداشت: نيروهاى دولتى بيش از 30 تن از جوانان و نوجوانان روستا را در ميدان مرکزى تفتناز جمع کردند و پس از کشتن يکى از نوجوانان خانواده ما، بقيه را تهديد کردند که اگر مى خواهند زنده بمانند بايد اماکن حضور و استقرار افراد ارتش آزاد (جداشدگان از ارتش دولتى) را نشان دهند.
وى افزود: بلافاصله بقيه را هم به بهانه عدم همکارى با حکومت تيرباران کردند. پس از اعدام صحرايى همه جوانان و نوجوانان، آنها را در يک گور دسته جمعى دفن کردند. علاوه بر اين ما، اجساد کشته شدگان خود را در زير آوار خانه هايى يافتيم، بعضى از اجساد قربانيان نيز سوخته بود.
آلاء الغزال گفت: هدف از سوزاندن افراد جلوگيرى از شناسايى آنها و ذکر نامهايشان در ليست قربانيان است. ليکن بازماندگان با توجه به شواهد و قراين توانستند نامها را فهرست کنند و به هلال احمر و سازمانهاى مدافع حقوق بشر بفرستند.
او توضيح داد که بعضى از قربانيان پيران 70 سال به بالا و بعضى نيز کودک و خردسال بوده اند. البته بعضى از جوانان ما هم که به ارتش آزاد پيوسته بودند در ميان تيرباران شدگان بودند.
وى گفت: بسيارى از مردم روستا بازداشت شدند و هنوز اثرى از بعضى از بازداشت شدگان نداريم. سپس افزود: به نظر من علاوه بر وحشت سقوط، عامل ديگر اين کينه توزى نسبت به استانهاى شمالى و بويژه ادلب اين بوده است که بر خلاف تلاش حزب حاکم بعث در عنصرگيرى از ما، جوانان اين مناطق به عضويت حزب درنيامدند و آلت دست رژيم نشدند. لذا نسل قبل اين حزب، به کشتن پدران پرداخت و نسل جديدشان به کشتن فرزندان مى پردازد.