عمران تنسیم
زمانی که جرج بوش رییس جمهور آمریکا اعلام کرد که قصد دارد تا پایان دوره ریاست جمهوری اش شاهد امضای یک توافقنامه صلح میان فلسطینیها و اسرائیل باشد، امیدواریهایی اندک برای سرعت گرفتن گفتگوهای صلح و از بن بست خارج شدن مذاکرات مطرح شد.
ولی وقتی رییس جمهور آمریکا در سالگرد شصت سالگی اسرائیل به شکلی بی دریغ از دولت اسرائیل اعلام حمایت کرد، افکار عمومی جهان عرب در جدی بودن آمریکا برای پیشبرد مذاکرات صلح به عنوان یک میانجی بی طرف تردید کرد.
سران جهان عرب به سرعت به این امر واکنش نشان دادند و صادقانه بودن گفتگوهای صلح و جدیت آمریکا در رسیدن به توافقنامه ای اصولی را زیر سئوال بردند.
 |
سردار ضعیف صلح در همین حال آقای اولمرت به دلیل ادعاهای متعدد فساد مالی در صحنه داخلی اسرائیل در موقعیت ضعیفی قرار گرفت و بازهم از امیدواریها برای برداشته شدن گامی مهم در دوران نخست وزیری آقای اولمرت کاسته شد.
به این دلیل هم خالد مشعل از رهبران حماس در سفری به تهران به خبرنگاران گفت که آقای اولمرت ضعیف تر از آن به نظر می رسد که بتواند در متقاعد کردن اسرائیلیها برای امضای هرگونه پیمان صلحی موفق شود.
ضربه دیگر به این روند ادامه شهرک سازی اسرائیل در جنجالی ترین قسمت اراضی فلسطینی یعنی بیت المقدس شرقی بود که فلسطینها به این بخش به عنوان پایتخت دولت آینده خود می نگرند.
مطرح شدن گفتگوهای صلح غیر مستقیم میان اسرائیل و سوریه نیز اگرچه از نظر برخی تحلیلگران می توانست در جهت تقویت مذاکرات صلح اسرائیل با فلسطینها تلقی شود ولی از نظر برخی دیگر نشان از عدم تمرکز دولت اسرائیل برای گفتگوها با فلسطینها تلقی می شود.
اظهارات شان مک کورمک سخنگوی دولت آمریکا نیز این نظر را تایید می کند که آمریکا نیز خواهان تمرکز بیشتر بر موضوع گفتگوی فلسطینیها و اسرائیل است و نمی توان انتظار داشت که گفتگوهای چند جانبه بر سر چند موضوع در کوتاه مدت دستاوردی داشته باشد.
از نظر برخی تحلیلگران دیدارهای محمود عباس رییس تشکیلات خودگردان فلسطینی با اهود اولمرت نخست وزیر اسرائیل نشان می دهد که تنها طرف فلسطینی است که به این گفتگوها امید بسته است در حالیکه نه طرف اسرائیلی در موقعیت پیشبرد گفتگوها است و نه آمریکا به عنوان میانجی این گفتگوها موقعیت مناسبی دارد.
برخی تحلیلگران نیز می گویند که اقدامات دولت اسرائیل برای آغاز مجدد مذاکره با سوریه و نیز سخن گفتن از برنامه صلح با فلسطینها بیشتر به دلیل مشکلات داخلی این دولت است.
به این معنا که نخست وزیر اسرائیل سعی کرده است تا برای مقابله با مشکلات داخلی خصوصا در زمینه پرونده های متعدد فساد مالی و سوء استفاده از قدرت وجهه بین المللی برجسته تری از خود نشان دهد.
اگر این چنین است باید گفت که اظهارات زیپی لیونی وزیر خارجه اسرائیل که از اعضای ارشد حزب حاکم تحت رهبری آقای اولمرت است، نشان می دهد که این تلاشها راه به جایی نبرده است.
زیپی لیونی که نظر سنجی ها نشان می دهد از محبوبیت زیادی در حزب حاکم کادیما برخوردار است، خواهان تغییر رهبری در این حزب شد که به معنای تغییر نخست وزیر است.
به نظر می آید که اکنون روند صلح خاورمیانه به پاسخ این سئوالها بستگی دارد:
آیا واقعا آقای اولمرت تن به فشارها خواهد داد و از نخست وزیری کنار خواهد گرفت؟
اگر چنین شود نخست وزیر آینده اسرائیل از چه گروهی خواهد بود و چه چه سیاستی را در پیش خواهد گرفت؟
علاوه بر اینها چه کسی در آمریکا به پیروزی خواهد رسید و سیاست دولت بعدی آمریکا درباره حل مشکل خاورمیانه چگونه خواهد بود؟
|
