صباب باركزي
بي شك حل بحران افغانستان نيازمند تلاش هاي فراگير وگسترده است زيرا بحراني كه با طالبان آغاز نيافته وبي حضور طالبان نيز خاتمه نخواهد يافت وگشودن درمذاكره باطالبان مي تواند نخستين گام تلقي شود ، از اين جهت بود كه وقتي اخبار مذاكره باطالبان پخش شد اولین پرسش اين گونه مطرح شد كه آيا مذاكره با آن گروه مي تواند گام آخر تلقي شود يا آنكه دولت افغانستان بايد راههاي ناهموار زيادي را بپيمايد؟
چرا که آنچه در ذهن مردم ما نقش بسته ،آنست كه طالبان پروژه اي است به دست زمامداران پاكستان و قبل از آنكه اين پروژه مورد بحث وگفت وگو قرار گيرد، بايد ارزيابي شود كه مي توان با حل اين پروژه به تمام اهداف دست يافت يا آنكه به اصل اختلاف پرداخت وآنرا مطرح بحث قرار داد ؟
اگر نگوييم عمده ترين بحران افغانستان اختلافات مرزي ميان دوكشور پاكستان و افغانستان است بايد اذعان كرد كه يكي ازعمده ترين بحران هاي افغانستان در نيم قرن گذشته بوده است اما از آن جايي كه دولت هاي گذشته ، نه وجاهت ملي داشته ونه هم از اقتدار بين المللي برخوردار بوده اند ؛ مردم نيز چندان توقع نداشتند كه دولت دراين راستا تلاش ورزد وراه حل بيابد، ولی اين توقع از دولت كنوني مي رفت ومي رود تا بيش ازپيش دراين راه تلاش ورزد كه مذاكره با گروه طالبان مي تواند قدم آغازی باشد درراه تلاش هاي گسترده ي دولت.
اما ديده شود كه دولت افغانستان مواضع گذشتهي خويش در قبال خط مرزي ديورند را خواهد داشت يا آن كه در راستاي حل معضل ديورند نيز تلاش خواهد ورزيد ؟
برخي تحليلگران بدين باورند كه اقدام آغازین براي مذاكره با طالبان حل و فصل اختلافات مرزي ميان دو كشورهمسايه است،خوش بختانه هم تحليلگران پاكستاني دراين راستا تاكيد ورزيده اند وهم رسانه هاي افغانستان بر آن تاكيد گذاشته اند.
مصاحبه ي احمد رشيد تحليل گر پاكستاني با يكي از رسانه هاي كشور ما در سال گذشته بيانگر آنست . خط مرزي ديورند يكي از چالش هاي بسيارعمده ميان دو كشور مي تواند باشد گرچه هر دو كشور هيچ گاه به صورت رسمي روي آن تاكيد نكرده اند؛ درآن مصاحبه دولت افغانستان ترغيب به مذاكره با پاكستان شد ه بود و او اظهار داشت كه بدون پرداختن به خط مرزي ديورند وحل وفصل آن، مشكل ميان دو كشور حل نخواهد شد، و تحليلگران افغاني و برخي از گروه هاي منتقد دولت افغانستان نيز گشودن گره ديورند را قدمي در راه حل معضل ميان افغانستان و پاكستان مي دانند، وازحكومت افغانستان بارها خواسته اند كه حل مناقشه خط ديورند را از صورت يك خط قرمز خارج سازد وبه شکل يك اختلاف مزمن اما قابل حل بنگرد زيرا وجود وحضور طالبان به صورت امروزي آن را بايد در راستاي اختلافات مرزي دوكشور ارزيابي كرد، چه این که از زماني كه طالبان از قواي آمريكا و ناتو شكست خوردند وحكومت آن گروه بر چيده شد وبه پاكستان فرار كردند و به تجديد قوا پرداختند و تا امروزكه به عنوان يك نيروي موثر در منطقه درآمده است،هميشه اين تحليل وجود داشته كه طالبان ساخته و پرداخته ي سياست هاي پاكستان بوده واست. تا وقتي كه استراتژي پاكستان در قبال افغانستان تغيير نيابد و زمام داران آن كشور، افغانستان را به مثابهي يك دشمن تلقي كنند هميشه در صدد ضربه زدن به منافع افغانستان خواهند بود.
اما از تلاش هاي ديپلماتيك دريك سال گذشته دانسته ميشود كه دولت افغانستان نيز به اهميت حل اين معضل واقف گشته است و بيشتر از اين نميخواهد با فرافكني ، مهر سكوت بر دهان بگذارد واهميت حل آنرا از نظر دور دارد بنابر اين برخي تحليلگران بدين باورند كه امروز كشورهاي غربي متحد افغانستان هم به اين واقعيت پي برده اند كه بدون گشودن گره ديورند گام هاي ديگر بي اثر خواهد بود، لذا ازاین رو گام هايي كه دولت تركيه به عنوان عضو پيمان ناتو و يكي از بازيگرا ن منطقه اي در اين راستا بر داشته است قابل توجه وتامل است.
اولين نشست ميان سران دو كشور افغانستان و پاكستان در 10 ثور سال 86 در انقره برگزارشد كه نتيجه ي مذاكرات ، معاهده اي بود كه ميان دوكشور به امضا رسيد كه به معاهدهي انقره مسما گرديد؛ و در آن معاهده برعدم مداخلهي دو كشور در امور يكديگر تاكيد شده بود.
ناظران سياسي و تحليلگران بدين باورند كه نشست آنكارا در سال گذشته مقدمه اي بوده است براي ميانجيگري ترك ها براي حل معضل ديورند ميان دوكشور همسايه ، اما این نشست جز اعلاميهي مشتركي كه صادر شد نتايج عملي قابل توجهي نداشت و آقاي مشرف بعد از آن نشست بارها افغانستان را به ضعف و ناتواني متهم كرد و حكومت آن را در امرمبارزه با تروريزم ناتوان دانست.
مسافرت وزير خارجه تركيه در روز هاي اخيربه افغانستان را ، برخي تحلييلگران در آن راستا تفسير ميكنند وبه آن با خوش بيني مينگرند زيرا باور عمومي برآنست كه دولت افغانستان و مجامع جهاني نيك دريافته اند كه براي به نتيجه رسيدن مذاكره با طالبان نخستين گام حل و فصل معضل ديورند ميان دو كشور است.
اما شرايط كنوني حاكم در دو كشور افغانستان و پاكستان ازيك سال بدين سو تغيير يافته است ، درپاكستان حكومت غير نظامي بر اريكه ي قدرت تكيه زده وخواهان اصلاحات در ساختارنهاد هاي نظامي واطلاعاتي درآن كشور است افغانستان نيز خواهان آنست تا مشكل طالبان را ازراه مذ اكره حل وفصل كند ودراين راه پشتباني دوستان بين المللي خودرا نيز دارد كه در هر دو صورت شرايط به نفع مذاكره ميان دوكشوراست ؛اما براي به نتيجه رسيدن ، تلاش هاي زیاد ترمي طلبد تا فعالیت هاي ديپلوماتيك بيش ازگذشته صورت گيرد .
آنچه به نظر مي رسد، پاكستاني ها نيز به تدريج به مغاك خشونت ورزي طالباني فرو مي روند، وسردمداران همسایه جنوبی اگر سال گذشته به اين باور نرسيده بودند اينك بايد به اين نتيجه رسيده باشند كه دودآتش افروخته شده براي افغانستان چشم خود آنان رانيز مي آزاردوهر روز شهري از شهرها ي مرزي پاكستان ميان اردوي آن كشورو طالبان دست به دست مي شَود، اگر سياست مداران پاكستاني زودتر به خود نيايند و افراط گرايي طالبان را جدي نگيرند و هنوز ذهنييت سران نظامي را داشته باشند، تجربهي تلخ افغانستان در آن كشور تكرار خواهد شد و خشونت بر بخش هاي وسيع پاکستان حاكم خواهد گشت .
اگرچه نشانههايي ديده ميَشود كه پاكستاني ها اين خطر را درك كردهاند و ميدانند كه کشورشان، كم كمك به سوي خشونت طالباني كشانده ميشود و آيندهآي نا معلومي در انتظار آنان خواهد بود، براین اساس آنچه توقع مي رود آنست كه تلاش هاي بيشتر صورت گيرد و خواسته هادر قالب لفافه مطرح نشود، زيرا اگر تا چندي قبل فقط افغان ها بودند كه نيازمند توجه مجامع جهاني و همسايهگان براي حل معضل طالبان به نظر می رسیدند، امروز پاكستان نيز به مشكل ديروز افغانستان گرفتار آمده است هرچند تحليلگران افغان بارها سردمداران پاكستانيي را از معا مله با طالبان بر حذرداشته بودندكه این گروه با توجه به تركيب و ايدوئولوژي كه دارد نمي تواند پدیده قابل اعتمادي باشد؛ وليكن متاسفانه گوش سردمداران پاكستاني آن هشدارهاراناشنوده انگاشتند و جدي نگرفتند، اما ديده شد كه پاكستاني هاامروز دريافتهآند كه باهر وسيله نا مشروعي نميتوان به هدف دست يافت.
به هر حال توقع آنست كه دولت افغانستان همان گونه كه امروز در راه مذاكره با طالبان گام گذاشته است بايد معضل ديورند را نيز جدي تلقي كند واز شرايط بوجود آمده بيشترين سود را بجويد و تلاش خويش را با مردم افغانستان نيز در ميان بگذارد واز ديد گا ه هاي نخبگان شان سود ببرد واگر اين كار صورت گيرد معضل تاريخي دوكشور هم حل خواهد شدو براي حكومت افغانستان پيروزي هاي فراوان ديگري را نيز به ارمغان خواهد آورد.
منبع:خبرگزاري صداي افغان
