چاپ
ذخيره
بفرستيد
چهارشنبه 21 ذو القعدة 1429هـ - 19 نوامبر 2008م

بحران رسانه در افغانستان ؟!

 

عباس حسینی

مطبوعات در افغانستان، اگرچه نسبت به کشورهای پیشرفته عمر کوتاهی دارد، اما در مقایسه با بسیاری از کشورهای جنوب و شرق آسیا، پیش‏قدم بوده و از آغاز سير تكاملي آن نزديك به يك قرن مي‏گذرد، اما مطبوعات در افغانستان هيچ‏گاهي به عنوان ركن چهارم دموكراسي عرض اندام نكرده‏اند و در بيشتر مواقع حتي در شرايط كنوني از يك سو وسيله‏اي براي ترويج ديدگاه‏ها و باورهاي افراد، احزاب، اقوام و گروه‏هاي مختلف بوده و از سويي ديگر، اكثر اوقات از نيروي آن به عنوان يك اهرم فشار استفاده شده است.

با فروپاشي حكومت سياه طالبان كه فعاليت رسانه در آن بسيار محدود شد و رسانه‏ها با توقف كامل و ركود شديد مواجه شدند، به يك باره جهشي بزرگ در راستاي اعتلاي نقش اساسي مطبوعات در كشور به وجود آمد و افغانستان جديد مبتني بر ارزش‏هايي كه بايد در يك كشور دموكراسي‏خواه تطبيق شود، بر گسترش رسانه و از همه مهم‏تر آزادي آن تأكيد كرد. آزادي بيان، توسعه و ترويج هرچه بيشتر رسانه در كشور را عميق‏تر ساخت و همين بود كه صدها مجله، هفته‏نامه و روزنامه در كنار رسانه‏هاي ديداري و شنيداري متعدد پا به عرصه وجود گذاشتند، مدتي فعاليت كردند و در اين ميان تعداد متعددي از آن‏ها در نهايت با سقوط و افول مواجه شدند و از چاپ بازماندند و بسياري هم همچنان به راه طول و دراز خويش ادامه مي‏دهند.

اما با گسترش و توسعه كمي رسانه‏ها در كشور، چالش‏هايي فرا راه آن‏ها و همچنين دولت به وجود آمده كه بر نقش رسانه به عنوان ركن چهارم دولت تأثير سوء گذاشته و سبب شده تا رسانه از يك سو آن‏طور كه بايد تأثيرگذار نباشد و از سويي ديگر در مسير صحيحي كه منافع ملي و فرهنگ و ارزش‏هاي مردم ايجاب مي‏كند، حركت نكند.

دولت افغانستان به عنوان دولتي كه بر اصل آزادي بيان احترام بسياري قائل است و يا به ظاهر چنين وانمود مي‏كند، از بدء تأسيس خود بدون اين‏كه هيچ‏گونه خلل و مانعي را در راه ايجاد و آغاز به كار رسانه‏ها ايجاد نمايد، به آن‏ها جواز فعاليت داده و گسترش و توسعه بي‏نظير امروزي مطبوعات و رسانه‏ها در افغانستان، يكي از دست‏آوردهاي فوق‏العاده مهمي است كه در طول شش سال گذشته به دست آمده، اما همين گسترش بي حد و حصر رسانه‏ها بدون اين‏كه كدام چارچوبي مشخص براي نظارت و كنترول آن‏ها و همچنين نحوه و چه‏گونه‏گي فعاليت‏شان وجود داشته باشد، دولت را در شرايط كنوني با چالش مواجه كرده است.

در طول سالهاى گذشته موردي كه از سوي مسئولان دولتي به خصوص وزارت اطلاعات و فرهنگ در راستاي كار رسانه‏ اي كمتر مورد توجه قرار گرفته، كيفيت كاري رسانه‏ها و معيارهاي لازم براي آن بوده و بيشتر به كميت رسانه‏ها توجه شده و در نهايت از آن به عنوان دست‏آوردي بزرگ ياد شده است.

در طول شش سال گذشته و به ويژه در سال‏هاي اخير روز به روز بر تعداد رسانه‏هاي كشور به خصوص در بخش ديداري و شنيداري، افزوده شده، اما اين رسانه‏ها بيشتر از اين‏كه هدفي خاص را دنبال كنند و يا به دنبال كار فرهنگي با توجه به مقتضيات جامعه افغاني باشند، تنها به دنبال بهره‏برداري‏هاي اقتصادي و سياسي بوده‏اند و كيفيت كار رسانه‏اي براي آن‏ها اهميتي نداشته است. نحوه عمل‏كرد دولت هم به بهانه اين‏كه افغانستان سيستم اقتصاد بازار آزاد را پذيرفته، به گونه‏اي بوده كه ميدان را به كلي براي رسانه‏ها خالي گذاشته و هيچ كنترول و نظارتي وجود نداشته است.

رسانه‏هاي كنوني كشور در پائين‏ترين سطح كيفي كار قرار دارند و فقط به دنبال اين امر هستند كه نشرات داشته باشند و اين مسئله براي‏شان به هيچ وجه مهم نبوده كه «چه» و «چگونه» نشر كنند! همين امر سبب شده تا رسانه‏هاي كشور به مركزي براي نشر برنامه‏هاي دور ريز يا تاريخ گذشته ساير كشورها تبديل شوند و در اين ميان، برنامه‏هاي توليدي و داخلي، كم‏تر به چشم بخورند.

كار رسانه‏اي، وظيفه‏اي بس خطير و حساس است و مسئوليتي بزرگ و سنگين، اما كم‏تر توجهي از سوي سردمداران رسانه‏ها و ژورناليستان كشور به اين امر مهم و وظيفه سنگين شده است. جاي تأسف و نگراني اين‏جاست، همان‏طور كه در گذشته رسانه‏ها آله دست اين و آن و وسيله‏اي براي منفعت‏جويي‏هاي شخصي، حزبي، گروهي و... بوده‏اند، رسانه‏هاي امروزي هم با اندكي تغيير شكل، راه و رسم رسانه‏هاي گذشته را دنبال مي‏كنند و مبنا و معيار پيدايش اكثر آن‏ها، تجارت، منفعت‏طلبي‏هاي گوناگون، تضعيف حاكميت دولت،‌ به وجود آوردن هرج و مرج و تنش و... مي‏باشد و در اين ميان كم‏تر توجهي به منافع ملي كشور نشده و نمي‏شود.

در اصل تاكنون هيچ تعريف روشني از منافع ملي و خواست مردم چه از سوي دولت و چه از سوي اين نهادها مشخص نشده و از طرفي ديگر، رسانه‏هاي كشور به خوبي نشان داده‏اند كه كم‏تر پايبندي به اين منافع داشته و دارند، حتي اگر تعريف مشخصي از منافع ملي وجود داشته باشد، زيرا مبناي ايجاد اين رسانه‏ها، وابسته‏گي‏هايي كه دارند و اهدافي كه به دنبال آن هستند، چنين مجالي را به آن‏ها نمي‏دهد. اين وضعيت مي‏تواند يكي از دلايلي باشد كه دولت را وادار ساخته تا در برابر آن‏ها، موضعي خنثي را در پيش بگيرد.

از سوي ديگر، هيچ تعريف روشني از مبناي اخلاقي برخورد رسانه‏اي وجود ندارد تا نشرات رسانه‏ها متناسب با خواست مردم عيار شود و مطابق روحيه طيف‏هاي مختلف سني جامعه باشد. همچنين بيشتر رسانه‏ها درك صحيحي از مسئوليت خطير ژورناليستي و كار رسانه‏اي ندارند و در برابر نشرات خويش، پاسخ‏گو نمي‏باشند.

روند رو به افزايش تعداد رسانه‏ها در كشور در شرايطي‏ كه نيروي حرفه اى كارفهم كم‏تر وجود دارد و مراكز آموزش عالي هم افرادي ناكارآمد را تحويل جامعه مي‏دهند، رسانه‏ها را با بحراني به نام «منابع بشري» روبه‏رو است و همين امر سبب شده تا فعاليت‏هاي رسانه‏هاي كشور بسيار ناشيانه، ناكارآمد و بدون تأثير دنبال شود و به جاي اين‏كه در راستاي بهبود اوضاع در كشور موثر باشند، بيش‏تر مضر باشند و صدمات آن‏ها بيش از منفعت‏هاي‏شان باشند. اين ناشيانه و احساسي برخورد كردن سبب بروز خطاها و اشتباهات متعددي از سوي رسانه‏ها شده كه در نهايت سبب شده تا دولت در برابر رسانه‏ها موضعي خنثي در پيش بگيرد و در مواردي متعدد در برابر رسانه‏ها بايستد،‌ اما بر اساس برداشتي كه رسانه‏ها و مسئولين‏شان و همچنين نهادهاي مدافع حقوق ژورناليستي از آزادي رسانه‏ها و آزادي بيان دارند، هرگونه ايستاده‏گي دولت در برابر رسانه‏ها ولو اين‏كه صحيح و به جاي باشد، خلاف آزادي رسانه‏ها و نقض آزادي تلقي مي‏شود و جار و جنجال به پا مي‏خيزد.

به هر حال چنين شرايطي فعاليت رسانه‏ها را با مشكلات و چالش‏هاي مختلف و بزرگي روبه‏رو ساخته است كه به وضوح قابل رؤيت است. تنش به وجود آمده ميان برخي از رسانه‏ها با مسئولين دولتي و شوراي علماي كشور به دليل پخش و نشر چند فلم هندي، يكي از اين چالش‏ها است كه اوضاع كشور را در شرايطي‏كه با بحران‏هاي بزرگ‏تر و وخيم تري مانند بحران امنيتي روبه‏رو است، با هرج و مرج بيشتري مواجه ساخته است.

مهمترين مشكل كار رسانه‏اي در افغانستان امروزي، نبود يك چهارچوب مشخص كاري براي رسانه‏ها و عدم وجود نظارت قاطع و كافي بر كار آن‏هاست. رسانه‏هاي مختلف روز به روز در حال افزايش هستند و آن‏ها به دليل نبود همين چارچوب كاري مشخص، همان‏گونه كه مي‏خواهند و تصور مي‏كنند، فعاليت مي‏نمايند. در چنين شرايطي،‌ در صورت رفع تنش فعلي به وجود آمده در راستاي كار رسانه‏اي در كشور، هيچ تضميني در آينده براي عدم وقوع چنين تنش‏هايي وجود ندارد و در آينده هم شاهد و ناظر بروز تنش‏ها و چالش‏هاي جديدي در راستاي كار رسانه‏اي خواهيم بود.

رسانه‏هاي كشور و گروه‏هاي مختلف ژورناليستي، در طول ساليان گذشته هيچ‏گاهي پشت ميز گفت‏وگو جمع نشده‏اند تا به يك جمع ‏بندي كلي در راستاي شيوه فعاليت رسانه‏اي برسند و به اين وسيله، دست دولت را نيز براي هرگونه كنترول بي‏جاي رسانه‏ها و تهديد آن‏ها ببندند.

چنين ضرورتي اكنون بيش از هر زماني ديگر احساس مي‏شود، اما آيا رسانه‏هاي مختلف با توجه به وابسته‏گي‏ها و سليقه‏هاي كه دارند، مي‏توانند در راستاي منافع مردم به يك وحدت نظر برسند؟! دست ‏يابي به چنين هدفي، به نظر مي‏رسد اندكي دور از دسترس باشد؟!

منبع : خبرگزاري صداي افغان

بالاى صفحه
اظهار نظرها
 نظر بدهيد

نام: 

عنوان: 

محتوا: