چاپ
ذخيره
بفرستيد
يكشنبه 02 ربيع الثاني 1430هـ - 29 مارس 2009م

عوامل بحران کنونی در افغانستان

 

سید نظام الدین طاهری

بعد از انتخابات گذشته ریاست جمهوری ظاهراُ چنین به نظر می رسید که دولت نو پا تلاش دارد تا یک کابینه ى به اصطلاح متخصص ( تکنوکرات ) را به ارمغان آورده تا همه پدیده های مدرن جهان امروزی را به یکبارگی از آسمان افغانستان فرود آورند. وعده های داده شده به حدی بود که فکر می شد با در نظر داشت همکاری جامعه ى جهانی و دلسوزی دولت مردان، راه دراز مدت را به بسیار شتاب می پیمایند و به زودی به هدف مشترک ملت های به هم برادر افغانستان می رسند.

توقع مردم افغانستان بیش از موارد ذیل چیزی دیگری نبود:
- بر قراری صلح و امنیت
-عدالت اجتماعی بین فرد فرد این سرزمین
- آوردن تسهیلات در زندگی مردم
- آزادی بیان

با وجود کمک های جهانی و وعده های دولت مردان که شاید ا ز روی عاطفه صورت می گرفت مردم شاهد دستآورد های بنیادی در هیچ عرصه ى نبودند که این امر باعث آن شد تا ملت از دولت فاصله بگیرد و وعده های بعدی اش را به باد تمسخر بگیرند.

ایجاد جبهه ى ملی در برابر دولت ، تغیرات زود زود والیان از یکجا بجای دیگر و یا به سمت دیگراز جانب دولت ، عزل و نصب وزرای کابینه یکی پی دیگری با فاصله های بسیار اندک ، فساد اداری ، شهادت های مستند مبنی بر فساد توسط اعضای برکنار شده از دولت در مقابل همکاران دیروزی شان ، استعفا ها به عوامل مختلف ، کشمکش های روزانه بین شورای ملی و دولت، عجز درمقابل به محکمه کشانیدن جنایتکاران و بالآخره ناپدید شدن پول های هنگفت از کمک های دنیا به بازسازی کشور، کشور را به بحران بی اعتمادی سوق داد.

خود خواهی ها در سطوح مختلف وجود داشته و دارد که سبب میگردد تا در هضم یکدیگر ناتوان و در مقابل مسولیت ها بی تفاوت بود.

عامل دیگری که درطول مدت به بحران کمک کرده است ایجاد کمسیون ها به بهانه های مختلف و نامهای گوناگون و در جاه های مختلف کشور توسط دولت تشکیل و تمویل گردیده که اکثرا بی نتیجه بوده و نتوانسته هیچ دردی از درد ها را درمان کند.

همآهنگی نیرو های حافظ صلح بین المللی با نیرو های داخلی می توانست خیلی در آوردن صلح و ثبات مثمر واقع گردد و از آلایش جدید قوای مخالف جلوگیری کند و پیوسته ضمینه را برای یک امن دایمی فراهم نماید ولی آنچه از آغاز به کار این نیرو ها دیده شد بی تفاوتی کلی در برابر نیروهای داخلی و دولت افغانستان بود که چندین بار ما فغان و هیاهوی رئیس دولت را از طریق رسانه های جمعی شنیدیم و مشاهده کردیم.

فساد اداری بیداد می کند، گویی که این همه فساد در دوائر دولتی تنظیم شده باشد و زمانیکه این فساد را در بین مؤسسات خارجی ظاهرا کمک کننده به افغانستان، جستجو نماییم ، درمیابیم که عمق این فاجعه عمیق تر از آن است که تصور شود.

خود مختاری مؤسسات متذکره به سر حد آن رسیده است که آنان دست باز در نصب و عزل شخصیت های دولتی بلند رتبه داشته ، و از شخصیت های آرام ، خاموش ، بی احساس و پول دوست حمایت جدی نمایند.

پول هاى که این مؤسسات به اغراض مختلف از آن استفاده می کنند، پول های کمکی ملیون ها انسان در سراسر جهان است که برای بدست آوردن آن شب ها و روز ها کار و زحمت زیادی را متقبل می شوند. اگر روزی آنها آگاهی حاصل نمایند که از پول های خیریه آنان چه استفاده های نا مشروع صورت گرفته و می گیرد، شاید از کمک های خود برای ابد نادم شوند.

معاشاتیکه این مؤسسات برای خود روا دیده اند چند برابر معاشات معمول در کشور های به اصطلاح کمک دهنده است، صرف نظر از کرایه های گذاف و سوار شدن به موتر های سال که کمتر کسی یا مؤسسهء می تواند به حکم قانونمند بودن جوامع کمک دهنده، این امکانات را دارا باشد.

از عوامل بحران زا می توان از مداخلات خفی و جلی کشور های همسایه و کشور های بزرگ توسعه طلب یاد نمود که در مقاطع مختلف تاریخی نظر به تجارب شان از اوضاع متشنج داخلی افغانستان بزرگترین موانع و سد های ایجاد کنند که تا مردم این سرزمین نتوانند به اهداف خود پیروز شده و آینده به دست خودشان رقم بخورد.

دلسردی مردم از دولت در سالهای اخیر را می توان اساسی ترین عامل بحران خواند زیرا این مردم بودند که با آراء خویش دولت را انتخاب کردند و توقعات زیادی ازین دولت داشتند که با کمال تاسف همهء این آرزوها به یاس مبدل گردید و جامعه یکبار دیگر در طلاطمی فرو رفت که به مشکل میتوان از آن موفق بدر آمد.

منبع : شبكه اطلاع رسانى افغانستان

بالاى صفحه
اظهار نظرها
 نظر بدهيد

نام: 

عنوان: 

محتوا: