احمد هلاکو
آيا ماجراى آن فيليپينى را شينيده ايد كه توسط پليس دبى به اين دليل دستگير شد كه در يك خيابان دست در دست دوست دخترش قدم مى زد؟ آيا تصاوير هشدارهايى را كه به زبانهاى مختلف بر روى ديوارهاى دبى نوشته شده و افراد را از برقرارى روابط خاص بر حذر مى دارد، در مطبوعات ديده ايد، آيا مى دانيد كه هر مردى در دبى دوست دختر يا همسرش را در ملأ عام ببوسد يا براى دخترى سوت بكشد، ممكن است حبس و طرد شود؟
واى به حال زنى كه لباسى بپوشد كه شانه ها يا ساق پايش را آشكار كند. اين يكى از تصميمات جديداً اتخاذ شده در دبى مى باشد كه پيش از اين جز در رياض، سابقه اى در شهرهاى بزرگ عربى نداشته است. تازه، در همين رياض نيز چنين جوى با ناراحتى نسبى مردم مواجه است كه گرايشى متفاوت و مخالف يافته است. عجيب است ما از آن نگران بوديم كه در دبى بانكها و يا شركتهاى املاك ورشكسته شوند ليكن اكنون مى بينيم كه ضربه ى سهمگين از سوى پليس مى آيد و از سوى انديشه اى كه بكن و نكن هاى بى سابقه را بر اذهان قانونگذاران دبى تحميل كرده است.
در همه جاى جهان گفته مى شد كه بحران مالى كنونى موجب پايان دادن به روند توسعه ى دبى مى شود. داستان جهانى دبى نظر همگان را بخود جلب كرده بود و بعضى ها اين پديده را "حباب املاكى" و "سر و صداى تبليغاتى" و "شهر كارتونى" ناميده بودند. اين ادعاهاى مخالفان دبى با اخبار نگران كننده اى كه از گوشه و كنار رسيد بعضى ها را به اين نتيجه واداشت كه دبى دبگر تمام شده است. اين انديشه به ويژه زمانى تقويت شد كه شايع گرديد 11000 خودرو در پاركينگ هاى فرودگاه دبى توسط كسانى رها شده است كه بدون پرداخت اقساط منازل خويش فرار را بر قرار ترجيح داده اند.
اين روزها همه به چشم مى بينند كه چنين حرف و حديثهايى دروغ بوده است و دبى در آب و خشكى و هوا در حال پيشرفت است. هتلهاى دبى هر چند كاهش مشترى داشته است ليكن باز هم آمار مسافران دبى بالاتر از مجموع مسافران هتلهاى قاهره، تونس، دارالبيضاء و بيروت مى باشد.
رويداد شگفت انگيز اين است كه دبى نه بخاطر بحران مالى جهانى در خطر است و نه در معرض تهديدهاى ايران و يا تروريسم بين المللى قرار دارد. آنچه كه اين شهر دلپذير را امروزه تهديد مى كند، و اهالى و مقيمان اين شهر را مى ترساند، قوانين من درآوردى جديدى است كه آن را به سوى محافظه كارى افراطى پيش مى برد. اين گرايش را مى توان در اخبار، آگهى ها و شايعه هاى پخش شده ملاحظه كرد.
بسيارى از مردم عرب و ديگران در دبى از آنچه كه به نام قوانين اخلاقى شناخته شده است، مى ترسند، آنهم در شهرى كه به آغوش باز و تكثر گرايى، تسامح اجتماعى و انسانى معروف شده است. براى همين است كه مى بينيم اخيراً بعضى از آنان رفتن به ابوظبى يا دوحه را ترجيح مى دهند، بويژه آن كه اين دو شهر اخيراً سياستهاى بازترى را در پيش گرفته اند.
گفتگوى ذيل بين من و يكى از دوستانم در مورد شهر رويايى دبى پيش آمد كه مى تواند گوياى وضعيت موجود باشد:
- آيا باور مى كنى دبى مى خواهد مانند شهرهاى كويت و رياض شود؟
- مصوبات دبى را در مطبوعات رسمى ديده ام. خوب لابد همين طور است.
- دبى به هر حال شهرى عربى و محافظه كار است.
- خوب بيروت، قاهره و دارالبيضاء هم شهرهاى عربى هستند. ما كه نمى توانيم در شهرى زندگى كنيم كه سقف آزادى آن از بيروت پايينتر باشد. باور كن قوانين اخير دبى را بيش از هر بحران ديگرى از بين مى برد. چه چيزى مرا اينجا نگه خواهد داشت وقتى كه ببينم دبى آب و هواى خوش بيروت و امان را ندارد و قيمتهايش از رياض بالاتر است؟ چه سود از زندگى در شهرى كه بسته، گران و گرم است.
- ولى امثال تو به خاطر كارشان مجبورند اينجا بمانند.
- من در جده زندگى كرده ام و مى دانم قيمتهايش 50 درصد از دبى پايينتر است و فرصتهاى شغلى بيشترى دارد. اما من دبى را به دليل آزادى اش ترجيح دادم. هميشه انسان تنها به نان وابسته نيست.
اين نقطه نظر يك دوستدار دبى است كه نگران آينده ى آن مى باشد. در اينجا از تصميم گيرندگان امور دبى اجازه مى خواهم صراحتاً از آنان تقاضا كنم كه به سخنان فرمانده كل پليس دبى ضاحى بن خلفان گوش نكنند. اين مرد ديدگاه يك پليس را دارد و نه سياستمدار دولت ساز. او مايل است كه دبى عارى از همه چيز باشد حتى شايد از بشر. واقعيتى كه خيليها ممكن است درك نكنند اين است كه دبى داستان دور و درازى در ساختن يك جامعه ى آزاد و به دست آوردن يك مديريت آزاد انديش دارد. اين كار از زمان تأسيس دبى به عنوان يك شهر به دست مرحوم شيخ راشد بن مكتوم آغاز گرديد. انديشه ى او، با تلاشهاى شجاعانه ى فرزندش شيخ محمد ابعادى جهانى يافت و خود شيخ محمد مردى نمونه در عرصه ى جهان گرديد. او از هيچ آغاز كرد و شهرى را ساخت كه از هر نظر در برابر شهرهاى سرشار از نفت، قد علم كرد.
او مهمتر از آهن و سيمان، شهرى از اعتماد انسانها ساخت. لذا نابودسازى آزادى هاى فردى به مفهوم محو سرزندگى دبى مى باشد. اين كار بدين معنا است كه يك پروژه ى بزرگ و بى نظير عربى را نابود كنيم و اين كارى است كه خيلى ها كه چشم ديدن دبى را ندارند، آرزو مى كنند زيرا اين شهر بوروكراسى، عقب ماندگى و ناتوانى آنها را آشكار ساخته است. آزادى سرمايه اى است كه بيش از سرمايه هاى بانكى براى دبى ارزش دارد و تزلزل آن همه چيز را متزلزل مى كند.
دبى سالها شهرهاى مختلف خليج را در زمينه ى آزادى پشت سر گذاشت و ثابت كرد كه شهرى جهانى است كه براى همه ى مردم جهان جاذبه دارد. در اينجا تنيس باز آلمانى، گلف باز امريكايى، تاجر روس، ستاره ى بوليوود هند، در كنار اتباع اروپا، كانادا، ايران و بسيارى از كشورهاى عرب زندگى مى كنند. آزادى براى همه ى ما كه در اينجا زندگى مى كنيم مانند هوايى است كه نفس مى كشيم. شايد هواى دبى پر از گرد و خاك و رطوبت و گرما باشد، شايد خود دبى معايب زيادى داشته باشد، شهرى گران باشد، سياست ورزى در آن ممنوع باشد، ليكن مردم اين شهر را به خاطر آن مى خواهند كه شهرى متفاوت است، با ارزشهايى نوين سر و كار دارد، فرصت ساز است، و براى مبتكران و آنان كه از واسطه گرى و فساد و سيطره هاى شخصى مى گريزند، جاذبه دارد.
از كارمند يك رستوران در دبى پرسيدم چرا در را نيمه باز گذاشته ايد طورى كه من فكر كردم تعطيل ايد؟ جواب داد: مقررات جديد اين وضعيت را براى هر جايى كه رستوران و بار دارد پيش آورده است. يكه خوردم با اينكه اهل مشروب نيستم و سنم هم از كارهاى جوانان گذشته است. از اين يكه خوردم كه دبى پس از سالها مبارزه براى حرمت گذارى به آزادى ديگران پرچم تسليم را برداشته است. شهرى كه نه به دليل برج دبى يا برج العربش شهرت جهانى يافته است بلكه بيشتر به خاطر جذب ميليونها جهانگرد شهره ى خاص و عام شده است و كنار دريا روندگان آن بيمى از عصص مذهبى نداشته اند، اينك رو به سمتى ديگر دارد. من از كارى كه آن دو انگليسى در يكى از سواحل دبى انجام دادند دفاع نمى كنم. كار آنان در بريتانيا و هلند و غيره نيز ممنوع است. به دبى هم اين ايراد را نمى گيرم كه اعمال ناشايست را منع كند. ليكن مى بايست به دبى بگويم كه تو نبايد از بيروت و قاهره كمتر باشى زيرا در آن صورت اثرى از روياى دبى باقى نخواهد ماند.
* اين مقاله، خاص "العربيه نت" تهيه شده و توسط بخش فارسى "العربيه نت" ترجمه شده است.
