چاپ
ذخيره
بفرستيد
شنبه 15 ربيع الثاني 1430هـ - 11 آوریل 2009م

تو شيعه هستى و من سنى..

 

ترکی الدخیل

مقاله ى چند روز پيش من تحت عنوان "آيت الله بد دهن" نظر بسيارى از برادران شيعه ى ما را به خود جلب كرد. اين مقاله كه در باره ى برخى اظهارات آيت الله شيرازى بود، در شماره ى جمعه 3/4/2009 روزنامه سعودى الوطن چاپ و منتشر گرديد.

مهمترين بخش مقاله از نظر اين دوستان آن جايى بود كه سخن فرزانه اى را در مورد تعصبات، افراط گريها و بدبينى هاى انباشته شده در صفوف هر دو طرف (چه شيعه و چه سنى) نقل كرده بودم. آنجا كه گفته بود: "همان طور كه شما ديوانگانى داريد ما هم ديوانگان خويش را داريم".

اين سخن به عبارتى گوياى آن است كه مى بايست همان طور كه شجاعت آن را داريم كه ديوانگان خويش را مورد اشاره و سرزنش قرار دهيم و حتى آنها را به عزلت و انزوا بسپاريم، اميد به آن داريم كه عقلاى شيعه نيز همين كار را بكنند زيرا دين ما دين حق و عدل خدايى است و شريعت اسلام شريعت عدل است و پيامبر ما (ص) نيز پيامبر داد و حق است، لذا نبايد به كسى تهمت ناروا بزنيم و احكامى از آن نوع كه حاج آقاى شيرازى صادر كرده اند، صادر كنيم. برادران شيعه ى ما هم نبايد چنين اظهاراتى را در انتظار پاسخ اهل سنت بى جواب بگذارند.

پس از نشر آن مقاله يكى از دوستان شيعه ام از من پرسيد: "شما با ديوانگان خويش كه ما را شبانه روز طرد و تکفیر مى كنند چه كرده ايد؟" من به او پاسخ دادم: "از شانس خوب يا بد، ما هم در فهرست كفار مورد حمله ى آنان قرار گرفتيم" و سپس به شوخى افزودم: "تساوى در ظلم، عدل است".

چند تن از دوستان و برادران شيعه ام تأكيد كردند كه "مجتبى شيرازى اصولاً مرد بد دهنى است و سخنانش ارزشى ندارد". البته ديدم كه بعضى از برادران عراقى مرا مورد انتقاد قرار دادند. ليكن انتقادى كه به مرحله ى ناسزاگويى برسد ارزش توجه و پاسخگويى ندارد.

البته عواملى در تقويت مناقشات شيعه – سنى و سنى- شيعه وجود دارد و مهمترين اين عوامل افراطيون هر دو طرف است. چنين كسانى اصلاً نمى توانند در فضاى آرامش، تفاهم، برادرى و همزيستى ادامه ى حيات دهند.

نعره هاى کافر ،فاسد و شيطان صفت خواندن ديگران و نيز ناسزا گويى به چهره هاى برجسته ى مذهبى در ميان اين يا آن مذهب، همچون مواد آتشزایی است كه اين تندروان بر صحنه ى زندگى پيروان مذاهب مى ريزند تا از آن زبانه های فتنه شعله ور شود .

سخن يكى از انديشمندان را از ياد نمى برم كه گفت: "شما اگر در عواميه واقع در منطقه ى القطيف (واقع در شبه جزيره ى عرب) به دنيا آمده باشيد چاره اى جز شيعه بودن نداشتيد و اگر در الجرده (در منطقه ى بريده سعودى) متولد شده باشيد لاجرم سنى از كار در مى آمديد. بنابراين هيچ گفتگو و تلاشى براى آرام سازى اوضاع نمى تواند بر اين اساس استوار گردد كه مذهبى را حق مطلق اعلام كنيم و ديگران را به سوى آن بخوانيم. پيروان همه ى مذاهب در سراسر دنيا فكر مى كنم كه آيين آنان حق مطلق و حقانيت آنان به روشنايى روز است.

راه حل تنها اين است كه بر مبناى احترام متقابل با هم تبادل نظر كنيم و هيچكدام به اعتقادات طرف مقابل خويش اهانت نكنيم.
پايدار باشيد

به نقل از روزنامه "الوطن" چاپ پادشاهى سعودى
ترجمه از بخش فارسى "العربيه. نت"

بالاى صفحه
اظهار نظرها
 نظر بدهيد

نام: 

عنوان: 

محتوا: