زمانی که مردم زیر گوشی از یکدیگر می پرسند که چنانچه اسرائیل و یا آمریکا
عملیات نظامی بر علیه مراکز هسته ای ایران انجام دهند چه اتفاقی خواهد افتاد، متخصصین سیاسی صدایشان را پایین می آورند و پچ پچ کنان می گویند؛ ایران خلیج فارس را به جهنمی تبدیل خواهد کرد! تصوراینکه چگونه این منطقه تبدیل به جهنم خواهد شد چندان روشن و آشکار نیست. اما تعبیر " جهنمی" که از آن سخن می گویند مانند کابوسی سهمگین خواب شبهای کشورهای شیخ نشین حوزه خلیج فارس را آشفته کرده است. کشورهای کوچک نفت خیزی را که در سالیان گذشته بشدت به روی صنعت توریست و توسعه مناطق گردشگردی خود سرمایه گذاری های کلان کرده و می دانند که سایه جنگ بر روی اقتصاد آنها تاثیر عمیقی بر جای خواهد گذاشت. اما نگرانی های عمیق آنها از آینده در ابهام این منطقه و در راس آن برنامه هسته ای ایران آنها را واداشته است تا اقدام به سرمایه گذاری های تازه ای در بخش نظامی و دفاعی خود نمایند.
تصور" جهنم شدن" توجه این کشورها را از ساخت مجموعه های جدید توریستی و تفریحی به صنایع هوایی و دفاعی جلب کرده است تا در صورت لزوم بتوانند از کشورهای کوچک و نفت خیز خود دفاع کنند. این تفکر باعث شده است که در نمایشگاه هوانوردی دوسالیانه در دبی که یکی از بزرگترین نمایشگاههای دنیاست توجه کشورهای حوزه خلیج فارس به تقویت نیروی هوایی خود جلب شود. علی رغم رکود شدید اقتصادی در جهان، این کشورهای ثروتمند قراردادهای بزرگی را با صنایع هواپیمایی فرانسه و آمریکا منعقد کرده و یا در مراحل نهایی قطعی کردن آنها هستند. کشور میزبان امارات متحده عربی، در حال مذاکره با یک کمپانی فرانسوی برای خرید جت های جنگنده رافائل است که زمان تحویل آنها سال 2014 میلادی خواهد بود. امارات متحده عربی در نظر دارد که 63 فروند جت های قدیمی میراژ خود را با جنگنده های مدرن رافائل جایگزین کند و عربستان سعودی نیز در صدد آن است که ناوگان هوایی خود را با خرید جنگنده های " تایفون" گسترش دهد و به همین دلیل در این نمایشگاه هوایی گفت و گوهای خود با کمپانی آمریکایی بوئینگ آغاز کرده است.
نمایشگاه هوایی دبی که در چند کیلومتری خاک ایران و نزدیک به آبهای دریایی ایران در خلیج فارس برپا شده است، به روی خریداران ایرانی گشوده نیست. تحریمهای اقتصادی آمریکا بر روی ایران که سی سال قبل توسط رئیس جمهور سابق آمریکا ریگان وضع شد و تا به امروز ادامه داشته است حتی هفته پیش توسط رئیس جمهور اوباما برای یکسال دیگر تمدید کرد. بر اساس این تحریم هیچ شرکت خارجی در ارتباط با آمریکا اجازه فروش تجهیزات نظامی و یا قطعات یدکی هواپیما حتی هواپیماهای مسافربری را به ایران ندارد. به بن بست رسیدن مذاکرات هسته ای ایران و گره ای که تاکنون گشوده نشده، هیچ راهی بغیر از تمدید تحریمها را در مقابل روی رئیس جمهور آمریکا باراک اوباما قرار نداد علی رغم علاقه ای که وی در بهتر شدن روابط دو کشور داشته و دارد.
واهمه کشورهای همسایه از برنامه هسته ای ایران و موشکهای دوربرد رنگارنگی که هر از چندگاه به آزمایش گذاشته می شود، از شهاب گرفته تا سجیل و غیره، خواب را از چشم همسایگان آرام ربوده است. آنها چگونه می توانند تصاویر ارسال شده مردانی ریشو و اخم آلود در مقابل دوربینهای خبری را فراموش کنند که از مکانهایی نامعلوم دشمنان نظام و حکومت اسلامی ایران را قبل از آزمایش موشکها تهدید به مقابله، کشتن و رویارویی می کنند!؟ بنابراین دور از تصور نیست که این همسایگان که بهتر از هرکس دیگر نظاره گر رویدادها و دگردیسی های همسایه خود ایران هستند، وارد چنین معاملات بزرگ هوایی برای افزودن بر قدرت سیستم دفاعی خود باشند.
اما واقعیت این است که این موشکهای رنگارنگ که چنین تبلیغاتی را درباره برد آنها به یدک می کشند چندان نیز کار آمد باشند. در نگاهی نزدیکتر به نظر می رسد که تمامی این تبلیغات درباره این موشکهای آنچنانی در مقایسه با قدرت مدرن دفاع هوایی همسایگان شاید ناچیز بنظر آید. جنگنده های اف 16 ایران که بیش از سی سال از عمرآنها می گذرد پیش از انقلاب توسط شاه خریداری شده و اینک چنان کهنه و فرسوده اند که دیگر نمی توان روی توان دفاعی آنها حساب کرد. ناتوانی خرید قطعات یدکی این ناوگان جنگنده های هوایی تنها مشکل پیش روی ایران نبوده و اینک بوئینگ های مسافربری ایران نیز با مشکلقطعات یدکی مواجه هستند و این کمبود ایران را به سوی تولیدات روسی و چینی سوق داده است. وارد کردن هواپیماهای دست دوم روسی توپولف به ناوگان هواپیماهای مسافربری ایران نه تنها از مشکل حمل و نقل ایران نکاسته بلکه به دلیل داشتن نقص فنی و نبود استانداردهای لازم همه ساله جان شهروندان را به مخاطره می اندازد. در آخرین سانحه هوایی که در تابستان گذشته اتفاق افتاد 168 نفر مسافر و خدمه پرواز شرکت هواپیمایی کاسپین به مقصد ارمنستان جان خود را از دست دادند.
به همان میزانی که واهمه از برنامه هسته ای ایران در منطقه بیشتر می شود، احساس نفرت ایرانیان از روسیه نیز افزایش می یابد. اینک به جای شعار سنتی " مرگ بر آمریکا" مردم در تظاهرات شعار " مرگ بر روسیه" سر می دهند. آنها از نقش دوگانه روسیه در برابر ایران و غرب درباره برنامه هسته ای ایران به تنگ آمده اند .
متخصصین روسیه تعهد داده بودند تا نیروگاه اتمی بوشهر را در سال 2009 میلادی به پایان برسانند و برق آن را وارد مدار کنند، تعهدی که تا کنون جامعه عمل نپوشیده است و تنها هزینه ای هنگفت بر مردم تحمیل کرده است.
این مسابقه تسلیحاتی پیش آمده در منطقه زمانی زمانی پایان خواهد یافت که ایران در ابتدا به صلح با مردم خود و پس از آن با جامعه بین الملل دست یابد. به نظر می آید که بعضی افراد بر سر قدرت در ایران، به ایجاد رابطه و دوستی علاقمند با غربیان علاقمند هستند و حتی تلاشهایی برای بیرون آمدن از این انزوای بین المللی نیز انجام داده اند. اما همچنان افرادی نیز هستند که فکرهای یخ زده و سختی دارند که برای بر سر قدرت ماندن و مصلحت خود و بخاطر قدرتی که در دست دارند، مصلحت سیستم را به مصلحت مردم ترجیح می دهند. تا هنگامی که صاحبان قدرت در ایران نتوانند به صلح با خود و با مردم خود در وهله اول دست یابند دوستی و برداری با دیگران دور از دسترس خواهد بود. قبول این حقیقت برای حاکمان ایرانی باید درد آور باشد که درست زیر چشم آنها نمایشگاهی دایر شده است که همسایگان به دلیل نداشتن اعتماد به آنها و آینده ای مبهم در پی افزایش توان امنیتی و دفاعی خود بر آمده اند.
منبع؛ روزنامه سعودی الوطن