چهارشنبه 08 جمادى الأولى 1434هـ - 20 مارس 2013م
آخرین به روز رسانی: جمعه 13 جمادى الثانية 1433هـ - 04 مه 2012م KSA 15:12 - GMT 12:12

امارات پاشنه آشیل ایران است

جمعه 13 جمادى الثانية 1433هـ - 04 مه 2012م
شهاب طیبی
شهاب طیبی

به نظر می‌رسد هنوز کسانی هستند که در ۵۰ سال پیش زندگی می‌کنند، آن دوره که محور سیاست خارجی برپایه «راه بنداز جا بنداز» بود. هنوز کسانی هستند که از قضا در کشور‌هایشان در قدرت هستند اما به این باور نرسیده‌اند که حد اقل کمی جهان تغییر کرده است، که اگر تغییر نکرده بود الان نقشه جهان به گونه دیگری بود.

نمونه‌اش همین بحران سوریه است. در همین سالهای نه چندان دور، در شورای امنیت سازمان ملل متحد، آمریکا با وجود اینکه تنها کشور دارای حق وتو نبود، اما حرف اول و آخر را به راحتی می‌زد. اکنون اما وضعیت چگونه است؟ در دو رای گیری پیاپی، توان صدور یک قطعنامه تنها در محکومیت خشونت‌های دولت سوریه علیه معترضان را نداشت و روسیه و چین به راحتی، توافق غرب را وتو کردند. قطعنامه آخر که صادر شد هم پس از یک سری امتیازاتی بود که به روسیه و چین داده شد. در موضوع لیبی هم درست همین بود و تا اقناع روسیه – حتی اگر بگوییم روسیه در ‌‌نهایت بازنده شد- امتیازهایی برای متحدان بلوک شرق قدیم معمر قذافی داده شد.

در اشل بزرگ‌تر، یعنی کشورهای ابرقدرتی که اقتصاد جهان به اقتصادشان وابسته است و در نیروی نظامی و تسلیحاتی حرف اول را می‌زنند، وضعیت این است و برای پیش برد سیاسی، نیازمند پروسه‌ای از مذاکرات و اقناع و دادن امتیاز هستند.

بدین ترتیب نیازمدی سیاست عاقلانه، به گونه‌ای که هم به خواسته‌ها دست یافت و هم منافع ملی حفظ شود، در کشورهایی که آن قدرت را ندارند به مراتب بیشتر است.

صدام حسین رئیس جمهور پیشین عراق را همه یادمان هست. پیشتاز سیاست «راه بنداز جا بنداز» در منطقه، سیاستی که در آخر هم او را سرنگون کرد و هم کشورش را فنا کرد. موضوعی که می‌خواهیم به آن اشاره کنیم به حدود بیست و دو سال قبل باز می‌گردد.

سیاستمداران عراقی همواره با دید تحقیر آمیز به کویت نگاه می‌کردند، کشور ی که نسبت به کشورشان عمر طولانی ندارد و زمانی بخشی از عراق بود. خیلی از عراقی‌ها این باور را داشتند که کویت یکی از استان‌های عراق است که باید بار دیگر به «مام میهن» باز گردد. صدام هم برای پوشاندن ضعف‌های خود، مشکلات داخلی و بخشی از مشکلات خارجی، در حس ناسیونایستی عراقی‌ها می‌دمید. درنشست سران اتحادیه عرب هم که در بغداد برگزار شد، صدام سخنانی بر زبان آورد در تهدید کشورهای عربی خلیج فارس به ویژه کویت به ویژه در خصوص سیاست‌های نفتیشان. او هشدار داد که چنانچه این کشور‌ها به سیاست خود در فروش نفت ادامه دهند اقدامی خواهد کرد که همه‌شان پیشمان خواهند شد.

صدام از سویی حس ناسیونالیستی عراقی‌ها را تحریک می‌کرد و از سوی دیگر سعی می‌کرد خارجی‌ها و همسایگان را به عنوان ریشه مشکلات معرفی کند. یعنی در حقیقت آن فساد مدیریتی که همچون موریانه اقتصاد عراق را می‌خورد و جامعه عراقی را در دریای فقر و نداری فرو می‌برد، هم به خارج نسبت می‌داد و هم سعی می‌کرد توجه عراقی‌ها را از داخل و از آنچه که می‌کند، دور کند.

صدام مرتکب اشتباه شد، چرا که غافل بود از آنکه کویت، دیگر آن کویت بدو تولد نیست. این کویت دیگر در معادلات منطقه‌ای و بین المللی مهم است و قدرت نظامی عراق هرچه باشد و هرچه در منطقه برتری داشته باشد، توان مقابله باقدرت متحد بخشی از جهان را ندارد.

صدام مغرورانه به کویت حمله کرد. با این کار نه فقط هواداران خود را، که بسیاری از مردم را همراه خود ساخت. شعارهای ناسیونالیستی می‌داد و می‌گفت: کویت، آن استان جدا شده در اثر توطئه استکبار را به میهن بازگردانده است.

و این حمله چیزی نبود جز آغاز سالهای سیاه عراق. سالهایی که این کشور که زمانی قدرت اول عربی بود، اقتصادش چه در حیطه نفت و چه صادرات غیر نفتی از قدرتمند‌ترین‌ها بود در منطقه، قدرت نظامیش در میان همسایگان مثال زدنی بود، مردمش به عنوان یکی از بافرهنگ‌ترین مردم کشورهای عربی به شمار می‌آمدند به گونه‌ای که «مصر می‌نویسد، لبنان چاپ می‌کند و عراق می‌خواند» یکی از معروف‌ترین ضرب المثل‌های عربی بود، تبدیل شد به کشوری که نه اقتصاد دارد، نه قدرت نظامی و نه فرهنگ.

نخست اینکه، ائتلاف بین المللی ارتش صدام را مفتضحانه از کویت بیرون کرد. نه کشورهای عربی و نه غرب، تحمل حضور صدام را در کویت نداشتند و در ثانی سیاست‌های صدام هم برای اکثر آن‌ها آزار دهنده بود و این حمله بهترین بهانه بود برای پایان دادن به این سیاست‌ها.

بعد از آن غرامت‌هایی بر عراق تحمیل شد که توان پرداخت آن‌ها را نداشت. تحریم‌های شورای امنیت عراق برپایه فصل هفتم میثاقنامه سازمان ملل تصویب شد. عراق از همه طرف محاصره شد، حتی اختیار نفتش را هم دیگر نداشت و به جای پول، غذا دریافت می‌کرد. زمانی تنها استان بصره یک سوم خرمای جهان را تامین می‌کرد، این میزان پس از حمله به کویت از پنج درصد هم پایین‌تر رفت. فرهنگ… از آن هم چیزی باقی نماند. صدام که از همه جا محاصره شده بود، برای تثبیت قدرت خود، بر سرکوب داخلی خود به شدت افزود. بخش اعظم بودجه باقی مانده را اختصاص داد به سازمان‌های مخوف امنیتی‌اش، به تغییر کتاب‌های درسی، جلوی رسیدن کتاب و مجله و روزنامه را گرفت و عراق و عراقی‌ها، در فقر مطلق فرو رفتند، آنچنان فقری که دیگر عراقی‌ها را توان اعتراض به دیکتاتوری بی‌حد و حصر صدام هم باقی نماند.

این گونه بود که حمله ائتلاف بین الملل در سال ۲۰۰۳ به راحتی نظام صدام را در عرض چند روز، از پیش روی برداشت. با وجود سرنگونی نظام صدام اما وضع عراق را اکنون همه گان می‌دانند، نه امنیتی، نه آنچنان اقتصادی و نه آنچنان تغییری. آثار مخرب آن چند سال پس از حمله صدام به کویت، عمیق‌تر از این حرفهاست که ظرف چند ده سال از بین برود.

آری، کویت پاشنه آشیل عراق بود، نه صدام آن را فهمید، نه اکثر عراقی‌ها.

حال مساله ایران و امارات و اختلاف ارضی این دو. نگاه ایران اگر نگوییم به همه، به بسیاری از کشورهای عربی خلیج فارس، همچون نگاه سابق عراق به کویت است. غافل‌ از اینکه به قول مقام‌های اماراتی، امارت امروز آن نوزاد آسیب دیده متولد شده در ۲ دسامبر ۱۹۷۱ نیست. اگر چه نمی‌توان عمر کشور امارات را با ایران مقایسه کرد، اما این نشان دهنده میزان قدرت نیست. آنچنان که آمریکا از همه غرب نوزاد تر است اما قدرتش از همه آن برتر.

امارات اکنون یک کشور مهم است، هم در منطقه و برای همسایگانش، هم برای جهان که مقدار عظیمی سرمایه گذاری اقتصادی در آن کرده است و هم از لحاظ استراتژیک که همپیمانی‌های سیاسی و نظامی امارات، شاهرگی حیاتی برای دیبلماسی بخش مهمی از جهان درست کرده است.

دوم اینکه اکنون نظام جمهوری اسلامی ایران از مشکلات عدیده بین المللی و داخلی رنج می‌برد. از یک طرف بحث هسته‌ای که هزینه‌های هنگفتی بر ایران تحمیل کرده و بر گرده تک تک ایرانی‌ها فشار می‌آورد. از طرف دیگر مشکلات داخلی از اقتصادی گرفته که تحریم‌ها و فسادهای بزرگ دولتی، باعث گسترش بی‌سابقه فقر در ایران شده است و مشکلات سیاسی که پس از سرکوب اعتراض‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸، بحران مشروعیت برای نظام را به یکی از دردسر‌ها برای نظام تبدیل کرده است. پس چه خوب است با راه اندازی یک موج ناسیونالیستی، نظر‌ها معطوف شود به یک کشور خارجی که به زعم خودمان «چیزی نیست» و «چند سال بیشتر ندارد» و «با فشار دادن یک شاسی از بین می‌رود» و….

اما به واقع اهمیت امارات برای کشورهای عربی و غرب اگر بیشتر از کویت نباشد، کمتر نیست. هر گونه اقدامی می‌تواند آن چنان واکنشی در پی داشته باشد که ایران را به عراق دوره تحریم‌های نفت در برابر غذا نزدیک کند؛ اگر از آن بد‌تر نکند.

امارات پاشنه آشیل ایران است. باید باور کرد. راه حل هم گفت‌و‌گو با آن است و نه تحقیرش. وگرنه همین همسایه کوچکی که تا ۳۰ سال پبش بیابانی بیش نبود و امروز یکی از پیشرفته‌ترین کشور‌های منطقه است، می‌تواند باعث شود که نه ملکی بماند و نه مملکتی.
منبع:روزنامه اینترنتی میهن