عاجل

البث المباشر

نزاع بر سر دانشگاه آزاد اسلامی زمینه ساز تنش هاشمی و خامنه ای

ورود رهبر ایران به اختلاف های دولت با دیگر ارکان حاکمیت ایران

نزاع اخیری که فضای سیاسی ایران بر سر مساله ای به نام "دانشگاه آزاد اسلامی" شاهد آن است را بیشتر باید نزاعی درون حاکمیتی و درون نظام دانست؛ چرا که اصلاح طلبان ایرانی حتی در زمان دولت محمد خاتمی رئیس جمهور اصلاح طلب ایران هیچ گاه روابط حسنه ای با دانشگاه آزاد و مدیریت آن نداشتند.

عبد الله جاسبی که از زمان تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی ریاست آن را بر عهده داشت، از اصولگرایان برجسته ایرانی است که حتی در انتخابات ریاست جمهوری سال 2001 ایران، از رقبای خاتمی بود. همچنین به گفته اصلاح طلبان ایرانی، در اوج فعالیت های تشکل های دانشجویی، کمتر تشکلی در دانشگاه آزاد فعال بود و مدیریت این دانشگاه با فعالیت های اصلاح طلبان دانشجویی مخالفت می کرد.

اما اکنون و از زمان روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد، شکل رقابت ها و تنش ها در ایران تغییر کرده است. اصلاح طلبان و اصولگرایانی که مخالف سایست های دولت فعلی جمهوری اسلامی هستند، احمدی نژاد را متهم می کنند که می خواهد مقدرات تمام امور کشور را در دست بگیرد. از همین رو تلاش می کند کنترل تمام نهادها را اگر چه دولتی نباشند در دست گیرد. این تلاش های احمدی نژاد خشم بسیاری در درون حاکمیت ایران برانگیخته است. از جمله اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که از ابتدا در معرض هجمه های احمدی نژاد و هوادارانش قرار داشت.

این بار آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران وارد نزاع دولت با هاشمی رفسنجانی بر سر دانشگاه آزاد اسلامی شده است. او که همواره حامی احمدی نژاد بوده و این حمایت را یک هفته پس از انتخابات جنجال برانگیز ریاست جمهوری سال گذشته ایران و در اوج اعتراض ها به نتایج آن اعلام کرده است، این بار نیز به گونه ای موضع گیری کرد که می توان جانبداری از رئیس جمهوری اسلامی را در آن احساس کرد. این اقدام آیت الله خامنه ای از سوی هاشمی رفسنجانی البته بی جواب نماند و او اقدام به انتشار مصاحبه ای قدیمی از خود درباره نظر آیت الله خمینی درباره دانشگاه آزاد کرد. با این اقدام هاشمی رفسنجانی به شکلی تلویحی با نظر آیت الله خامنه ای مخالفت کرده است.

كانت الحرب الإسرائيلية الأخيرة في العام 2006 على لبنان وعلى شيعته بالتحديد خير مثال. ففي تلك الحرب التي فوجئ بها الإسرائيليون ولم يكونوا يتوقعونها أو يستعدون لها بشكل خاص، واندفعوا إليها بغير تخطيط أو إرادة، كانوا ينفّذون تعليمات حرفية من إدارة الرئيس الأميركي جورج بوش بتدمير لبنان وتأديب شيعته، كجزء من خطة معاقبة إيران على رفضها في ذلك الوقت، وبالتحديد قبل شن الحرب بثلاثة أسابيع، عرض الحوافز الغربي الأول لوقف برنامجها النووي. والكل يذكر أن واشنطن هي التي حالت أكثر من مرة دون وقف الحملة العسكرية الإسرائيلية ومددتها لثلاثة وثلاثين يوما حافلة بالدماء والدمار، وهي التي دعت العرب إلى الإسراع في إعادة بناء ما هدمه الإسرائيليون قبل أن يصل الإيرانيون.

صحيح أنه كانت هناك أهداف محلية لتلك الحرب، منها تعديل موازين القوى اللبنانية الداخلية لمصلحة حلفاء أميركا، لكنها كانت أيضا خارج الحسابات الفعلية للإسرائيليين الذين يعرفون لبنان أكثر مما يعرفه الأميركيون، ويدركون استحالة تحقيق مثل هذه الأهداف لا سيما بالغارات الجوية، أو حتى بالاختراق البري الذي جرى في الأيام الأخيرة من الحرب وكان جزءا من التفاوض على صياغة قرار مجلس الأمن الدولي الرقم 1701.

والأهم من ذلك أن الإيرانيين كانوا ومنذ اللحظة الأولى يعتبرون أن هذه الحرب تستهدفهم بشكل مباشر. لم تكن بالنسبة إليهم مجرد حملة عسكرية على حليف رئيسي أو على طائفة شقيقة أو على دولة صديقة. كان تقديرهم، ولا يزال ربما، هو أن الحرب صورة مصغرة عما يمكن أن تتعرض له بلادهم يوما ما. حتى إن بعضهم قال في مجلس خاص إن الإسرائيليين والأميركيين أرادوا كشف قوة حزب الله وأساليبه القتالية وقدراته الصاروخية ووسائله الدفاعية، من أجل أن يستكملوا إعداد سيناريوهات الحرب على إيران.. التي لا بد أن تشمل بالضرورة، وبالبداية أيضا، تعطيل دور الحزب في المشاركة أو الرد، حسب جميع الخطط والنصوص المنشورة في أميركا وإسرائيل في السنوات الأربع الماضية.

هذه هي القراءة الإيرانية، الدقيقة جداً، لحرب العام 2006، لمن لا يعرفها أو ينكرها من اللبنانيين، سواء الذين يقللون من شأن التضحيات اللبنانية من أجل إيران، أو الذين يبالغون في تصنيف زيارة الرئيس الإيراني إلى لبنان باعتبارها جولة تفقدية لإحدى المستعمرات الإيرانية الواقعة على شواطئ المتوسط... مع أنها ليست سوى رحلة رئاسية عادية، يجري تضخيمها بما يسيء إلى الشيعة وانتمائهم إلى محيطهم العربي ، وبما يحفز السنة على التخويف من فتح فارسي للبنان!

* نقلاً عن "السفير" اللبنانية