عاجل

البث المباشر

پايان سرنوشت قذافى و فرزندش: اسارت و قتل بدون محاكمه

شوراى انتقالى حكومت ليبى در توضيح ماجرا بيانيه داد

در پى خبرهاى ضد و نقيضى كه به نقل از فرماندهان ميدانى مبارزان و انقلابيون ليبى به جهانيان مخابره شد، بالاخره خبر قطعى، همراه با تصاوير صحنه به همه پيگيران سرنوشت قذافى رسيد و همگان دانستند كه رهبر 42 سال حكومت بلا منازع به جسدى خاموش و برهنه در دست مخالفانش تبديل شده است.

اين جسد را قرار است در نقطه اى نامعلوم دفن كنند تا براى حكومت انقلابى جديد دردسرهاى امنيتى به وجود نياورد. كمى بعد از خبر كشته شدن قذافى خبر دستگيرى و قتل فرزندش نيز مخابره شد و گفته شد كه جسد او نيز به نقطه نامعلومى برده و دفن خواهد شد.

در واقع، بلايى كه معمولاً طى دهها سال، حكومتهاى ديكتاتورى بر سر مخالفان و معترضانشان آورده و مى آورند، اكنون بر سر قذافى و فرزندش آمده است: اسارت و قتل بدون محاكمه!

در زبان عربى ضرب المثلى هست كه مى گويد: "بشّر القاتل بالقتل ولو بعد حين". اين ضرب المثل، دست كم دو معادل فارسى دارد كه همه فارسى زبانان مى دانند، هرچند كه بعضى ها ممكن است گوش هوش بدانها ندهند: اى كشته كرا كشتى تا كشته شوى زار، تا باز كه او را بكشد آنكه ترا كشت! و ديگرى مى گويد: پدر كشتى و تخم كين كاشتى، پدر كشته را كى بود آشتى؟!

به حال يكى از ثروتمندترين كشورهاى جهان تنها با 5 ميليون نفر جمعيت به شكلى اداره شد كه عاقبتِ كار "نه از تاك، نشان ماند و نه از تاك نشان. قذافى كشته شد و اعضاى خانواده و ياران جنگى و امنيتى و سردمداران حبس و شكنجه و اعدام در ليبى نيز يا پيش از اين كشته شدند يا بعد از اين سراشيب سرنوشت را طى مى كنند.

نخستين خبرها حاكى از آن بود كه قذافى در درگيرى كشته شد. بعد تصاوير ويديويى نشان داد كه او اسير شده و در اختيار مبارزان است. حتى بعضى از آنها به خبرنگاران گفتند او از ماشين خارج شده و كلماتى از قبيل "چه خبره؟ چه شده؟ بر زبان رانده است. اما پيگيران ماجرا بازهم خبرهاى ضد و نقيضى شنيدند. از جمله اينكه يكى از مقامات بالايى دولت جديد ليبى گفت: او را از سوراخ فاضلاب درآوردند.
اكنون انقلابيون ليبى متهم به آن شده اند كه "اسير زنده را كشته اند" و اين خلاف آرمانهايى است كه انقلابات اخير جهان عرب نويد بخش آنها است. او و فرزندش و هر آنكه زنده اسير شده است بايد محاكمه مى شدند تا صفحه ننگين قتل بدون محاكمه عادلانه و شفاف در اين بخش از جهان يا دست كم در اين كشور انقلابى بسته شود.

فيلم ويديويى دستگيرى معتصم فرزند قذافى نيز او را زنده و ايستاده نشان داد و خبر كشته شدنش كه بعداً مخابره شد مزيد بر علت شد، هر چند كه اين ماجرا ممكن است خيلى ها را هم شاد كرده باشد.

توضيح محمود شمام وزير اطلاع رسانى دولت انتقالى ليبى تنها نقطه اى است كه مى تواند اميد به رعايت حقوق بشر را زنده كند. او گفت: قذافى پس از دستگيرى، به دليل هجوم طرفدارانش و درگيرى مسلحانه دو طرف تير خورد و كشته شد. وى افزود: ما تصاوير اثبات كنده حرفمان را داريم.

بعد سخنگوى رسمى دولت انتقالى در بنغازى و ديگران ماجراى مرگ قذافى را تاكيد كردند و تنها بر اين نكته مانور دادند كه "جهان از شر يك ديكتاتور راحت شد و مردم ليبى از كشته شدن توسط خودسرها راحت شدند".

"العربيه" سپس اين خبر را دريافت و مخابره كرد كه جسد به مصراته منتقل مى شود. بعد هم دريافتيم كه ممكن است جسد را در يك مركز تجارى بزرگ مصراته مخفى كرده و در فرصتى مناسب به دفن آن بپردازند.

قذافى در واپسين لحظات حياتش دو هفت تير، يك راديو اف ام، و يك ساعت مچى داشت كه رنگ يكى از هفت تيرها طلايى بود و گفته شد كه ممكن است جنسش از طلا باشد. او همچنين لباس نظامى بر تن كرده بود كه تصاويرى نشان داد او را لخت مى كنند. او به هرحال به حرف خود عمل كرد و تا آخر جنگيد. اينكه بر حق يا به نا حق بود مهمترين علت اختلاف نظر او و مردمش بود كه پس از 8 ماه انقلاب و مبارزه، به اين سرنوشت دچارش كرد.

معتصم فرزند ديكتاتور سابق ليبى شايد در تئوريها، عنادها ، يكه تازى و جرمهاى سابق پدرش دستى نداشته است، اما او از ناز ونعمت فرزند رهبر بودن بهره برده و خواسته يا ناخواسته خربزه اى خورده كه بد جورى پاى لرزش هم نشست.

او هم بدون محاكمه كشته شد. هر دو فرصت آن را نيافتند لا اقل كمى مثل صدام حسين و برادر و همكارانش شعارهاى انقلابى بدهند و محور كار خبرگزاريها گردند. با اين سرنوشت دست كم يك ملت در پيش است. خدا كند "سالى كه نكوست از بهارش پيدا "نباشد".