عاجل

البث المباشر

شیوه قتل قذافى "مشروعيت انقلابيون ليبى و رهبرانشان" را تهديد مى كند

مصطفى عبدالجليل و محمود جبريل از اوضاع پيش آمده ناخشنودند

اسارت و قتل بدون محاكمه، سرنوشتِ تاكنونى قذافى و فرزندش معتصم بود. اين دو كه تا آخرين ساعات حياتشان با معترضان به رژيمشان جنگيدند، احتمالاً دفنى بدون مراسم در قطعه خاكى پرت و ناشناخته را در پيش رو دارند. شايد هم مطالبه جسدهايشان از سوى همسر رهبر معدوم و قبيله "قذاذفه" به نتيجه برسد و آرامگاهى ويژه قذافى ها در زادگاه سرهنگ برپا گردد.

به هر حال اسارت، قتل و دفن شبانه يكى از سناريوهاى شناخته شده و تا حدود زيادى پذيرفته شده از سوى مردمانى است كه مخالفان خود را "همنوع خويش در بشريت" نمى بينند و نمى دانند. حتى بعضى ها طى سالها و دهه ها انسانهايى را به جرم گرايشى خاص به امورى از قبيل "آزادى"، "عدالت اجتماعى"، برابرى فرصتها"، "دموكراسى" و "حقوق بشر" و يا حتى صرفاً اختلاف نظر، ماهها و سالها آزار و شكنجه دادند و سپس بى دفاع و بدون محاكمه كشتند.

طبعاً رژيم قذافى نيز يكى از اين "بعضى ها" بود. شايد اگر چند سال پيش اين "مقابله به مثل" روى مى داد اعتراض زيادى بر نمى انگيخت. اما اينك، از يك سو ارتباطات رسانه اى وسيع و فراگير شده و از سوى ديگر ظاهراً بشريت مى خواهد زخمهاى كهنه را التيام بخشد و افكار غلط را تصحيح كند. از همه مهم تر اينكه جهان عرب كه سالها از سوى غرب متهم به تغذيه گرايش خشونت بود، اينك خود براى آرمانهاى والاى انسانى از قبيل آزادى و حقوق بشر برخاسته است.

خبرها و بخصوص گزارشهاى تصويرى از ماجراى دستگيرى قذافى و فرزندش معتصم از جمله مواردى است كه ثابت كرد رعايت حقوق بشر اولين و سخت ترين چالش انقلاب در ليبى است. معماى قتل قذافى و پسرش در واقع مشروعيت و محبوبيت انقلابيون ليبى و رهبرانشان را تهديد مى كند و دست كم انقلابيون را به دو سه دسته منقسم مى سازد.

بعضى از تحليل گران مى گويند تندروها و بويژه آنان كه با ديد ايدئوژيك و تك بعدى، خشونت ها، انتقامجويى ها، خون هدر دانستنها و اعدامهاى بى محاكمه را دنبال مى كنند، اين دو را كشته اند تا حاكميت جديد را با اين ديد به چنگ آورند. اما گروهى ديگر از پيگيران امور ليبى معتقدند كه كسانى نمى خواستند قذافى و پسرش محاكمه شوند تا رازهايى بر ملا گردد كه ممكن است به سود دستور دهندگان قتل نباشد.

مصطفى عبد الجليل رييس شوراى حكومت انتقالى ليبى از روز پنجشنبه گذشته در صحنه رسانه ها ظاهر نشد. شايد اين مقدمه اى باشد براى استعفايش پس از آنكه روز يكشنبه 23/10/2011 از شهر بنغازى "آزادى ليبى" را طبق برنامه از پيش تعيين شده، اعلام كند.

اين مرد كه زمانى وزير دادگسترى قذافى بود و اعلام كرده كه مى خواهد اولين محاكمه شونده رژيم سرنگون شده باشد، قول داده بود براى قذافى و همكارانش در صورت دستگيرى، محاكمه اى عادلانه را ترتيب دهد. او حتى تهديد كرده بود كه اگر "اسلامگرايان تندرو" بخواهند "انتقامجويى" را در مبارزه عليه ديكتاتور پيش ببرند، استعفا خواهد داد.

گويى اكنون اقليتى كه مصطفى عبدالجليل از آنها مى گفت، ابتكار عمل را در صحنه نبرد به دست گرفته اند و آرمانهاى والاى انقلاب را زير پا گذاشته اند.

محمد العوا و ابراهيم محمد المحجوب، از گردان "البركان" (آتشفشان) كه قذافى را دستگير كرده اند به فرانس پرس گفته اند: " در يك درگيرى به دهانه لوله هاى فاضلابى رسيده اند و قذافى را در آنجا يافته اند. او هفت تير بدست خارج شده و مى پرسيد: چه شده؟ "

اما همين خبرگزارى به نقل از محمد ليث يك فرمانده ميدانى انقلابيون در جنوب سرت گفت: قذافى هفت تير بدست از يك جيپ كرايسلر پياده شد و سعى كرد فرار كند زيرا كاروان اتومبيلهايش با بمباران در آتش مى سوخت. او سپس وارد گودال يا دالانى شد و كلاشينكوفى را با دست ديگر از آن برداشت. يكى از مبارزان به كتف او شليك كرد و تيرى ديگر نيز به پايش خورد.

"العربيه" روز جمعه 21/10/2011 با دكتر ابراهيم تيكا پزشك قانونى معاينه كننده جسد قذافى مصاحبه كرد. ولى او گفت: يك تير به سر قذافى و تير ديگرى به شكمش اصابت كرده بود.

انقلابيون گفتند كه قذافى مريض و ضعيف بود و در درگيريهاى قبل يا بعد از دستگيرى تير خورد. فيلم هاى گرفته شده از لحظه دستگيرى معمر قذافى، زخمى كارى بر بدنش نشان نمى دهند. در يك فيلم ويديويى حتى نشان داده مى شود كه قذافى به بازداشت كندگانش مى گفت: "اين برخورد حرام است مگر حرام و حلال سرتان نمى شود". به نظر مى رسد اشاره او در اين سخن به نحوه رفتار با اسير از ديد اسلام بوده است.

نيروهاى ناتو از يك سو مى خواهند اتهام قتل مستقيم قذافى را از خود دور كنند، زيرا از ابتدا گفته اند كه هدفشان "دفاع از مردم بيگناه ليبى است و نه كشتن يا حتى سرنگونى قذافى" و از سوى ديگر بدشان نمى آيد "قهرمان آزاد سازى ملل" شناخته شوند و تصوير قبلى آنها در اذهان مسلمين تصحيح گردد.

محمود جبريل رييس خوش سخن و تواناى دفتر اجرايى شوراى انتقالى ليبى كه اكنون به يكى از مهمترين ناراضيان اوضاع تبديل شده و احتمال كناره گيرى اش مى رود مى گويد: قذافى پس از دستگيرى و در حين درگيرى مخالفان و موافقانش از ناحيه سر تير خورد و مرد. اين در حالى است كه فيلم گرفته شده از رهبرسابق ليبى در آمبولانس سر تير خورده اى را نشان نمى دهد.

اين كه چه كسى سرهنگ را كشته است و با چه هدفى، به معماى پيچيده اى تبديل گشته است. سؤال اصلى اكنون اين است كه چه كس يا كسانى از قتل او سود مى برند. جسته و گريخته خبر مى رسد كه سيف الاسلام قذافى نيز دستگير شده و نمى خواهند نشانش دهند تا "اسلامگرايان" او را نكشند. روشن است كه اكنون وجهه و حيثيت انقلاب ليبى در معرض اين خطر است كه به انقلابى براى "رفتن يك طاغوت و آمدن طاغوتچه ها" بقول مرحوم طالقانى تبديل شود.